دوستم تو نماز خونه یهو یه نور سفید دید که به سرعت رد شد رفت انسان خیلی پاکیه
و اون لحظه چشاش از شدت تعجب بسته نمیشد و ترسیده بود
یادم نمیاد کی بود ولی بچه بودم یکی از نمیدونم خالم بود یا دختر خالم یا همسایمون یه حرفی بود که شنیدم پنجره خونشون رو به روی مسجد بوده و شب دیده چند نفر با لباسای سفید و نورانی تو تاریکی داشتن نماز میخوندن و میگن فرشته بوده چون شب اون مسجده درش بستس