بچه ها من نمیفهمم بابام چش شده ☹️
یهو تصمیم گرفته بریم وسط بیابون شب چادر بزنیم بمونیم😐
مامانم و داداشمم اوکین😑
ولی من نه میترسم آخه🤕🤕🤕
جن و عقرب و روح و غول بیابونی زیاده تو بیابون💔😰
میترسم برم منو بکشن🪓💔
از یه طرفم میگم برم اگه قرار برن اونا بمیرن 😑
منم میرم همراهشون باهم بمیریم😑😑😑
به نظرتون برم؟؟؟🥲