اما هیچ خوشحالم نکرد
قراردادی ک حتی ادم صفر هم از این رو ب اون رو میکنه
اما من سر جلسه همش حواسم پنجره ای بود ک نگاش رو اونجا میدیدم ک داره واس منی ک از صفر صفر صفر صفر ب کجاها رسیدم افتخار میکنه
اما اون نبود و در فراقش غمگین بودم و ناراحت من بخاطر اون تلاش کردم ب اینجا برسم
اخه خیلی دوستش داشتم
دلم دیگه با هیچ چیز خوشحال نمیشه، عملا تو شرکت پرسنل نبود و اینده اونا نبود این قرارداد رو عمرا میبستم
چون من مردم و دیگه این چیزا خوشحالم نمیکنه دلم ب موندنش خوش بود
ولی نموند
باشه تو بردی تو برنده شدی
اصلا هرچی تو بگی
اصلا مقصر من بودم
گناهکار من بودم
تو هیچ تقصیری نداشتی
و الانم داذم تاوان دلم رو میدم