من با یه اقایی حدودا چهار ماه هست که اشنا شدم
به خاطر اینکه دوتامون شاغلیم همو اخر هفته میبینیم ولی الان دو هفته اس به دلیلای مختلف میره کرج و پردیس اخر هفته خونه خاله شو داداشش البته هفته پیش همو شنبه دیدیم
این هفته هم جمعه گفت شنبه همو ببینیم من یجوری که انگار برا مهم هم نیست گفتم باشه بعد پنج شنبه و جمعه رو با دوستام رفتم بیرون و کلی استوری و اینام گذاشتم که بفهمه لنگه اون نیستم که بیاد اخر هفته منو ببره بیرون
حالا صب پیام داد خیلی خسته مو به نظرم پنج شنبه ها رو نرم سرکار دیگه به کارام نمیرسم
منم گفتم اره به نظر منم نرو، امروزم نمیخاد بیای همو ببینیم میدونم صب از کرج اومدی سرکار و خونه نرفتی خسته ای (الکی مرام اومدم)
اونم گفت:
Biron k mn moshkeli nadaram vali age nabinim hamo miram arayeshgah kheyli moham dg bad shode
بعد من دیگه تحملم تموم شد گفتم: عزیزم برو همه کاراتو بکنم منم اصن از اولویتات خط بزن راحت باش
گفت:
من كه دارم ميگم نميرم جاي بعد از سر كارم ميام پيشت بريم ي بستني رضا توپل باهم بزنيم خوشگلم
برا ساعت ٨ دمه خونتونم
دير نكنيا
منم گفتم نمیام
حالا چیکار کنم اصابم خورده، اصن ته دلم ناراحتم دوس دارم نرم تا تنبیه بشه، همه زحمتام در جهت اینکه تو برام مهم نیستی اگرم نباشی به هدر رفتت
اخه شما بگین یه بار در هفته کم نیس؟