2777
2789
عنوان

یاقوت😍

728 بازدید | 2 پست

"تقریبا بیشتر تهرانی ها میدانند که حدود سی سال ؛ هر روز زنی در میدان فردوسی تهران ؛ با لباسی سراپا قرمز بانتظار معشوق می ایستاد .

این بانو متولد ۱۳۰۵ و اهل رشت بود . گویا تلفنی با پسری دوست میشود و با او قرار میگذارد . پسر از او میخواهد که برای اینکه در میان همهمه جمعیت بتواند پیدایش کند لباسی سراپا سرخ بپوشد و سر قرار حاضر شود .


او نیز به شوق دیدن پسری که هرگز ندیده بود و فقط صدایش را شنیده بود ؛ ترک دیار کرده با کفش و کیف و پیراهن و حتی یک بقچه قرمز سر ساعت مقرر در ضلع شمال شرقی میدان فردوسی حاضر میشود .


اما این پسر هرگز بر سر قرار حاضر نمیشود .

حال یا اتفاقی برایش افتاده و فوت کرده بوده ؛ یا اصلا دختر را فریب داده و یا شاید آمده ؛ دیده ؛ نپسندیده و از همان راه برگشته و چیزی نگفته .

هیچکدام از اینها معلوم نیست . زن سرخپوش قصه ما با هیچکس سخن نمیگوید و در سکوت حدود سی سال فقط بانتظار مینشیند .

هیچکس چیزی در باره اش نمیداند حتی اسمش را ؛؛ و اورا به نام یاقوت صدا میکنند . گویا خودش هم ازین نام خوشش میاید .

قصه ایستادن هر روزه او نقل هر کوچه و بازار میشود . بطوریکه همه مردم هر روز او را میبینند و به حضورش عادت میکنند . مغازه داران با او مهربانند و چای و غذا برایش میبرند .

ولی او فقط در سکوت می ایستاد و به عابران کنجکاوانه نگاه میکرد . تو گویی میخواست ردی از آن معشوق جفا پیشه بیابد .


سرمای زمستان و برف و باران و آفتاب گرم تابستان ؛ هیچکدام مانع غیبت او حتی یک روز بر سر قرار نمیشود .

حتی بسیاری روزها با وجود بیماری و تب ؛ باز هم با همان لباس بر سر قرار حاضر میشود .

بعد از انقلاب ؛ یک کلاه قرمز هم به پوشش او اضافه میشود .

جوراب و کفش و کیف و کلاه و بقچه و پیراهنش همیشه قرمز بود .

گلایه ای نمیکرد ؛ اعتراضی نمیکرد ؛ درد و دلی هم نمیکرد و این راز سر به مهر را بازگو نمیکرد .

بارها خبرنگاران برای مصاحبه میروند ولی به کسی جوابی نمیدهد .

حتی شبی تب میکند و میخواهند به بیمارستان ببرندش ؛ با شیون و گریه از اینکار ممانعت میکرده و در زیر سرم هم میگفته بگذارید بر سر قرار بروم .


تا حدود سالهای ۶۱ هم هر روز بر سر قرار می آید و ناگهان یک روز دیگر نیامد . . . که نیامد . . . که نیامد . . .


هیچکس نشانی از او نداشت تا بداند چگونه مرد و در کجا ؟؟ فقط دیدند که دیگر نیامد . . .


اگر چه که یافتن چنین عشقها و وفاداری هایی در دوره امروز ؛ غیر ممکن و بلکه محال است . و در ایندوره با افکار روشنفکرانه ؛ آنرا بنوعی بیماری ارتباط میدهند ؛ اما باز هم از ارزش کار یاقوت کم نمیشود .

🍷جام لبریزم، به دست رعشه دار افتاده ام 🍷

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز