2777
2789
عنوان

قصه ى من😊

| مشاهده متن کامل بحث + 100150 بازدید | 741 پست
امروز قسمت جدید نداریم؟

گذاشتم عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان شرمنده امروز خيلى ديرشد يه كار فورى فوتى پيش اومد پشت فرمون بودم تا ألان تا رسيدم اول توپاركينگ داستان رو گذاشتم 🌹🌹❤️❤️🙏🏻

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

مرسی خانم گل😍

خواهش مى كنم عزيزم 😘🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

http://mob.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1593253

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان عزيز اين لينكى كه بالا گذاشتم لينك داستان اين من اين تو به قلم خانم گلكار عزيز هست كه يكى ديگه از دوستان گذاشته قبلا چون خيلى داستان زيبايي هست و اخر داستان واقعا قشنگه يكى از بهترين داستانهاى خانم گلكار حتما سر بزنيد و بخونيد داستان مال پنج شش ماه پيشه و واقعى از زبان هردوى قهرمان قصه س حتما  بخونيد خيلى زيبا و پر از درسه

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

 #قصه_ی_من 😊🌿 ❣️
#قسمت چهاردهم - بخش اول







ولی من واقعا نمی خوام الان بااین موضوع کنار بیام برام خیلی سنگین  ..
مریم واقعا ترجیح میدم بمیرم تا اینکه تا آخر عمرم با  یک پا زندگی کنم ...
مریم ساکت بود دلش برای امین می سوخت چون موقع گفتن این حرف خیلی جدی و غمگین بود ..
با خودش فکر می کرد شاید هنوز زوده که بهش فشار بیارم اون باید خودش راهشو پیدا کنه ....
برای همین گفت : تو از من نپرسید ی تو این مدت که تو نبودی چی به من گذشت ...
می تونم بگم حال روزم از تو بهتر نبود ...شاید بهم الهام شده بود که حادثه ای برای تو پیش اومده ....
مریم از دلتنگی هاش می گفت و امین با دلی پر از غم و چشمانی بی فروغ بهش نگاه می کرد ..
داشت فکر می کرد ..کاش حالا که اومدی من پا داشتم و  دست تو رو  می گرفتم و با هم همه جا میرفتیم ..
کاش دل و دماغ داشتم اقلا اتاقم رو بهت نشون می دادم ...کاش ...
دو ساعتی مریم پیش امین بود و دل نگران حرفهایی بود که پشت سرش میزدن ...
از جاش بلند شد و  گفت : امین جان پاشو با هم بریم پیش بقیه همه الان فکر می کنن من و تو داریم اینجا چیکار می کنیم خوبیت نداره ...
امین گفت راستش حوصله کسی رو ندارم ..تو برو ولی زود بیا ...
مریم گفت : من یکم غریبی می کنم بار اولِ اونا رو می بینم خیلی راحت نیستم ..دلم می خواد تو پیشم  باشی ..و ازم حمایت کنی ..
برای همیشه ..
امین نگاهی به مریم کرد و با تردید  پرسید : مریم تو فکراتو کردی حاضری با من زندگی کنی ؟وضعیت منو دیدی واقعا ناراحت نیستی ؟ مریم با دو دست صورت امین رو گرفت وسرشو  به اون نزدیک کرد و تو چشماش خیره شد و  گفت : تا آخر عمرم کنارتم حتی اگر تو نخوای بازم دست ازت بر نمی دارم ...
امین دستشو بوسید و گفت : ولی من دلم نمیاد تو رو تو درد سر خودم شریک کنم ...
با این حال اونقدر خود خواهم که می خوام پیشم بمونی ..آخه  تو تنها امید من تو زندگی هستی ....
بعد چوب دستی شو بر داشت و بلند شد ..
مریم کمکش نکرد ..نمی خواست بهش ترحم کنه ....







#ناهید_گلکار
@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت چهاردهم- بخش دوم






فقط پشت سر امین راه افتاد ..

همه از دیدن امین که از اتاقش بیرون اومده بود خوشحال شدن ...و پری خانم از همه بیشتر بدون ملاحظه گریه می کرد ..و اونو از مریم می دونست و ازش ممنون بود .

شوهر های ندا و نسرین هم اومد و دخترا تهیه شام دیدن و دور هم خوردن ..و امین بعد از مدتها از لاک خودش در اومده بود  و با بقیه حرف می زد و جای یدالله خان خالی بود..

این نهایت آرزوی اون پدر شده بود  ..چون یک طورایی خودشو تو اون حادثه مقصر می دونست که گذاشته بود امینِ کم تجربه تو رانندگی ,,

نصف شب پشت فرمون بشینه و خودش بخوابه .. و این موضوع ناراحتش میکرد  ولی به کسی حرفی نمی زد ...

شب همه رفتن به جز نصرت ، مریم سعی می کرد از اون دوری کنه و تا امکان داشت حرفشو نشنیده بگیره ....

اونشب مریم تو اتاق نهال خوابید ..

قبل از اینکه خوابشون ببره از نهال پرسید ..به نظرت اگر من چند دست لباس بخرم که شیک و مناسب اینجا باشه کار بدی می کنم ؟

نهال از روی بالشتش نیم خیز شد و گفت : نه برای چی اتفاقا بهترم هست ..فردا میبرمت یک جا چیزایی داره که باورت نمیشه فقط به درد هیکل تو می خوره ...

تو رو می کنیم شیک ترین دختر تهرون ..

مریم گفت : زیاده روی نمی خوام بکنم فقط نمی خوام نصرت جون از اینکه منو به کسی نشون بده ناراحت باشه ...

گفت : نه بابا کی گفته؟ اصلا به اون چه مربوط ..

مریم گفت : چرا دیگه ندیدی با چه خجالتی منو به شوهرش معرفی کرد ؟ ..

خوب من فکر می کنم حالا که اینجام مثل شما لباس بپوشم ....

نهال گفت : باشه فردا با هم میریم ..

تا مدرسه باز نشده می تونم همه جا رو نشونت بدم ...

مریم گفت : تو باید سال آخر باشی درسته و امسال کنکوری میشی ...

نهال گفت : آره ..راست میگی امین گفت همسال منی خیلی دلت می خواد درس بخونی ؟

مریم گفت : هان ..و می خونم ..حتما بهت قول میدم به تو میرسم ..

نهال گفت : همه کتابای من تو زیر زمینه ..برات میارم بشین بخون برو امتحان بده ...

منم کمکت می کنم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت چهاردهم- بخش سوم







صبح که مریم بیدار شد ..برای اینکه بره صورتش رو بشوره از اتاق اومد بیرون از کنار آشپز خونه که رد می شد شنید نصرت می گفت : مامان جان تو رو خدا یکم فکر کن ردش کن بره این دختره به درد ما نمی خوره ..

باشه بمونه تا امین بهتر بشه ولی بهش امید نده جای اون اینجا نیست من نمی زارم این دختره زن امین بشه  ..

پری خانم گفت : حالا حرفشو نزن بزار امین خوب بشه بعدا تصمیم می گیریم ..تو فکر می کنی من نمی فهمم ولی خوب چیکار کنم امین دوسش داره ..

از قدیم هم گفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد حالم که پاش اینطوری شده بزار حال امین خوب بشه خودم می دونم چیکار کنم ......

مریم رد شد و رفت تو دستشویی تا بیشتر از این صدای اونا رو نشنوه ..

قلبش تند می زد ..فکر نمی کرد پری خانم هم با نصرت همزبونی کنه ..

جلوی روش که چیز دیگه ای می گفت ...

یک لحظه مردد شد ..و فکر کرد :مریم چیکار می کنی ؟ می خوای جایی بمونی که تو رو نمی خوان ؟ .

اگر مدتی موندی بیرونت کردن با چه رویی می خوای برگردی ؟آره  باید برم ....

میرم همین امروز میرم ...

هر وقت  با عزت و احترام آمدن دنبالم بر می گردم اگر نه دور امین رو هم خط می کشم من نمی خوام جایی زندگی کنم که منو تحقیر کنن ....

صورتش رو  چندین بار شست ..دلش نمی خواست از اونجا بیاد بیرون ...

اما صدای ناله ی امین رو شنید: داد می زد آی خدا مُردم ..

با عجله درو باز کرد و خودشو رسوند به اتاق اون....






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت چهاردهم- بخش چهارم







هنوز صورتش خیس بود ....

امین روی تخت افتاده بود و ناله می کرد ..

پرسید : چی شده امین جان کجات درد می کنه ؟ پری  خانم و نصرت هم صدای اونو شنیده بودن از راه رسیدن ..

نصرت محکم زد تخت سینه ی مریم و خودش رفت جلو و گفت تو برو کنار باید پاشو ماساژ بدیم رگ هاش خشک شده ...و شروع کرد به مالیدن  پای امین که همچنان ناله می کرد  ...

مریم به گریه افتاده بود نه برای امین برای خودش اصلا فکرشم نمی کرد که نصرت این همه بی ملاحظه و بی تربیت باشه ..

شاید کار نصرت بیشتر از اونی که تصور می کرد روش اثر گذاشته بود و بهش بر خورده بود ... پری خانم دوید یک لگن آب داغ آورد و با یک حوله پای اونو کمپرس کرد ...

امین همین طور که از درد به خودش می پیچید صدا زد مریم بیا اینجا .. بیا عزیزم ...

مریم از پشت نصرت خودشو رسوند به امین و دستشو که رو هوا  برای گرفتن دست اون مونده بود گرفت و گفت : من اینجام پیشت هستم ..

امین دست اونو محکم گرفت تا دردش آروم شد رها نکرد و مریم در حالیکه کنارش نشسته بود فکر می کرد...

عزیز دلم عشق من ,,چطور تو رو ول کنم ؟ نه نمی تونم ..هر چی می خواد بشه ,بشه ....

اون روز بعد از اینکه امین حالش بهتر شد با نهال برای خریدن لباس رفت ..

مریم اصرار داشت هر چی زود تر خودش از اون حالت در بیاره ...

وقتی برگشتن امین خواب بود ...

حمام کرد و نهال موهاشو از پشت بافت یک دامن هشت ترک مشکی  با بلوز آجری رنگ پوشید .. و یک جفت دم پایی که خریده بود پاش کرد و از اتاق نهال اومد بیرون ...

همه با تعجب بهش نگاه می کردن ..اونقدر فرق کرده بود که شاید شناخته نمیشد ...

افسانه از جاش پرید و گفت : مامان ببین بهت گفتم اتفاقا خیلی خوشگله گفتی نه ..

دیدی من راست گفتم ؟ ...

پری خانم دهنش باز مونده بود ..نتونست خودشو نگه داره و گفت : هزار ماشالله چقدر عوض شدی ..

نصرت روشو کرد اون طرف و گفت : خوب بسه دیگه مامان اونقدر ها هم عوض نشده ....







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت چهاردهم- بخش پنجم







مریم در حالیکه به پری خانم نگاه می کرد گفت : مرسی لطف دارن ..و رفت به اتاق امین ...

صدای نصرت رو شنید که به نهال گفت : همش تقصیر توست این طوری امین دیگه ولش نمی کنه ....مریم اهمیتی نداد ..

آهسته در اتاق رو باز کرد و رفت کنار تخت نشست .. به صورت امین خیره شد ..

انگشت شو گرفت لای موهای اون که بلند شده بود تا روی شونه هاش .... کمی خم شد ...یک مرتبه امین دست انداخت گردنشو اونو کشید روی سینه اش و گفت : تو به چه حقی خودتو اینطور خوشگل کردی دلت برای من نمی سوزه که این همه عاشق توام ؟

می خوای عاشق ترم کنی ؟ نمیگی من پا ندارم دنبالت بیام ...

مریم گفت : نه نمیسوزه ..می خوام از عشق من پا در بیاری ... می خوام از جات بلند بشی و زندگی کنی ..

اومدم قبل از اینکه دوباره پات درد بگیره برات ماساژ بدم از این به بعد خودم این کارو می کنم ...

یدالله خان بعد از چهار روز ، در میون نگرانی همه برگشت ..

سفرش طولانی شده بود و وقتی وارد خونه شد اولین چیزی که پرسید این بود مریم کو ؟ کسی ناراحتش نکرده که ؟  

مریم چادرشو سرش کرد و دوید تو حیاط اون مشتاق شنیدن حال خانواده اش بود ولی یدالله خان گفت : دخترم خوبی بابا اینجا بهت سخت نگذشت که ؟

پری خانم خوب به مریم رسیدی ؟

مریم گفت : مرسی آقاجون بله همه چیز خوبه بابام و مامانم خوب بودن ..

بابام نگفت کی میاد ؟

یدالله خان در حالیکه میرفت تو اتاق همه دنبالش بودن گفت : عقب ماشین آقا غلامرضا کلی چیز گذاشته برین بیارین ....

تو با من بیا مریم ..برات مژده دارم به زودی میان تا عقد تو و امین رو رسمی کنیم ..من ازشون خواستم دیگه وقتشه ...

نصرت نگاهی از روی غیظ به مریم کرد و گفت : خوب بلدی چابلوسی کنی ؟ ..

نصرت و نهال و پری خانم رفتن تا دستور یدالله خان رو انجام بدن ..

ولی نصرت از حسادت بغض کرده بود تو تمام عمرش ندیده بود که آقا جونش با کسی اینطوری رفتار کنه  ....

همین طور تو گوش پری خانم غر می زد ..

خوبه والله خوبه که یک دختر دهاتی بیشتر نیست ..

عقل مردای این خونه رو برده ..اینا جادو جنبل بلدن ...

باید یک فکر بکنیم وگرنه بیخ ریش ما بسته میشه .....

نمی دونم به دلم افتاده این دختر شگون نداره ندیدی همون اول کاری امین چی شد ..اصلا ازش خوشم نمیاد ...






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان اين هم از قسمتهاى امروز🌹🌹🌹🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز