ماهم با عزیزامون دفن میشم
میخندیم اما از درون متلاشی شدیم
میگیم خوبیم ولی هرشب ب فکر خودکشی میوفتیم
ساعت ها واسه دلتنگیمون از خدا خواهش میکنم بر گرده
روزا رو با آرزوی اینکه فقط بیاد تو خوابمون میگذرونیم
هر چیزی کوچیکی مارو یا اون میندازه
گاهی چشمامون دیگه اشکی براش باقی نمیمونه
ساعت ها باهاش حرف میزنم و میگیم زندگی بدون اون چقدر سخته
من بلد نیستم بدون تو زندگی کنم منو ببر پیش خودت نمیتونم
تو قول دادی میمونی زیر قولت زدی خیلی نامردی قهرم باهات 🥀💔