سلام دوستان
من و همسرم با هم ازدواج فامیلی داریم
خداروشکر دوتامون مشکلی نداریم ولی خانواده ها باهم لج کردن
خواهرشوهرام به مامان بابای من اصلا سلام نمیکنن وقتی تو عروسی هستن انگار غریبن فقط بابای من میره باهاشون حرف میزنه چون مادرشوهرم خواهرشه
منم تو عروسی اصلا بهشون سلام نکردم درصورتی که قهر نیستیم
خلاصه ما سر عقد رسیدیم شوهرم دید دارن عقد میخونن رفت پیش اقایون بعد عقد تموم شد اومد سلام کرد مامانم گفت چیه رد میشی میری سلام نمیکنی شوهر منم هیچی نگفت
خلاصه مادرشوهرمم قبلش به مامانم تیکه انداخته بود مامانم ناراحت شده بود
به مامانم میگم چرا اینجوری صحبت کردی میگه خب سلام نکرد منم چون اینا باهام خوب صحبت نمیکنن منم اینجوری حرف میزنم میگم دامادت که بد حرف نمیزنه چیکار به بقیشون داری خلاصه بحثمون شد با مامانم
گفتم مامان خب منم سلام نکردم به خواهراش فقط به مامان و باباش
میگه خوشم نمیاد ازشون میگم چه ربطی به دامادت داره اون که همیشه احترامتو نگه داشته
سر میز شام هرکی با خوانواده خودش نشست میگه شوهرت پشتشو کرد به ما معذرت خواهی نکرد گفتم منم پشتمو کردم معذرت خواهی نکردم
داداشای خودم سر میز ما پشت به خانواده شوهرم نشسته بودن میگم چرا پسرای خودتو نمیگی میگه اونا پشتشون نبود گفتم اتفاقا شوهرم بهشون تذکر داد
خلاصه میگم باباجان خوشت نمیاد درست ولی هی نیاید بگید این به من سلام نکرد یا کرد
این اینجوری کرد اون اونجوری کرد
عروسی و زهرمار ادم میکنن
یه چیزیم که ناراحتم میکنه هی میگه من دیگه از فامیل دختر نمیگیرم از فامیل خوشم نمیاد میگم حالا که من به فامیل رفتم چرا هی میگی اعصاب منو خورد میکنی الانم با هم بحث کردیم
به من میگه تو شورشو دراوردی شوهرت میخواد تو از ما دور باشی درصورتی که اصلا اینجوری نیست شوهر من هیچوقت بد خانوادمو نگفته ولی طرز فکر مامان من در مورد شوهر من عوض نمیشه چون به وصلت ما راضی نبود هرچقدم خوبی میکنیم بهش میگه اونا به تو چطور بی احترامی میکنن منم به پسرشون میگم بابا چیکار داری اخه من خودم از پس خودم برمیام میگم چرا نمیخوای قبول کنی یه بار اشتباهاتتو چرا همش شما به ما میگید من بگم بده
خدایی دیگه نمیکشم شما بگید چیکار کنم؟ حق با کیه