2777
2789

ماجرا از این قراره

امروز خونه مادر شوهر بودم (من نامزدم عقد)

بعد عروس برادرش هم بود

ما همسن هستیم فقط اون ۵ ماه از من بزرگتره درست ۵ماه

بعد ما دوتا ظرفا رو خواستیم بشوریم من گفتم کف بدم تو آب کش کن 

بعد من بعد اینکه کف کردم تموم شد اومدم نشستم

مادر شوهر گفت چرا نشوستی؟ 

گفتم من کف کردم اون فلانی(من اسم اون شخص رو گفتم) که باید آبکش کنه

بعد گفت چرا اسمشو میگی آیناز 

باید بگی عروس دایی آیناز 

من گفتم چرا؟؟؟

اون فقط چند ماه از من بزرگتره 

بعد گفت نه اون مقامش بزرگه و فلان 

حالا اومدم خونمون واقعی عصبیم 

دوست دارم برم فقط خفش کنم

دفعه بعد که دیدم مادر سوهر رو 

حرفش رو پیش بکشم بگم 

دخترت بگه عروس دایی آیناز اینا؟ 

تیکه بپرونم؟

اصلا حق دارم ناراحت شم؟؟؟

turk Giziam

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ولش کن حرف زیادی میزنه به کتفت😂

اینجور مواقع محترمانه باید تو لحظه رید بشون

قدر دان باشید، قدر دان هر آدمی که توی زندگی حتی برای یک ساعتم که شده از تاریکی نجاتتون داده.
بدبختی اینجاست که قراره بااین زن من تو یه خونه زندگی کنم

شت😐😐😐😐😐😐

بزرگترین اشتباه زندگیته هاااا

قدر دان باشید، قدر دان هر آدمی که توی زندگی حتی برای یک ساعتم که شده از تاریکی نجاتتون داده.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792