من ترجیهم اینه که یه سری دوست صمیمی داشته باشم و ارتباطات خودمو باهاشون داشته باشم .
شوهرمم یه سری دوست صمیمی داشته باشه و ارتباطات خودشو باهاشون داشته باشه.
و هیچ ارتباطی بین دوستامون با هم نباشه.
خانومای دوستای شوهرم رو یه چند باری دیدم ولی نمیدونم چه جور آدمایی هستن ، اونا جلوی من غیبت شوهراشونو خانواده ی شوهراشونو میکنن ، اما من نمیتونم اعتماد کنم و جلوشون راحت و صمیمی باشم و درد دل کنم .
اگه هیچ رابطی بین اونا و شوهرم نبود میتونستم ، ولی اینجوری حس میکنم هیچوقت نمیتونم باهاشون دوستای صمیمی بشم