نمیدونم عادیه یا نه ولی خیلی زیاد بابام رو خانواده مامانم حساسه و کلا مخالف رفت و امد باهاشونه حالا نه که رفت و امدمون با فامیلای دیگه گل و بلبله ها نه کلا رفت و آمدمون نسبت به قبل خیلی کم شده قبلا که بچه بودیم حداقل یه ماهی یباری میدیدیم همو ولی الان به سالی یبار دیدن هم ختم میشه.. نمیدونم چرا اینطوریه واقعا آدم خسته میشه از این حجم تنهایی.. از طرفیم مامانم نشون نمیده به خانواده اش و همش دروغ پشت دروغ و بهونه پشت بهونه که کار داریم میگرن دارم گیر و گرفتاری داریم نمیتونیم بیایم.. یعنی فقط خونه ما اینطوریه یا کسیم هست اینطوری باشه باباش؟