خاله من طلاق گرفته دوتا دختر بزرگ داره ده سال بزرگتر از من
خیلیی صمیمی هستیم
مشکل اینجاس هر سری زنگ میزنم بیرونه
تا زنگ میزنم میگه وایسا بهت زنگ میزنم خودم هم این رفتارش رو عصابم
هم اینهمه خوش گذرونیش اذیتم میکنه
الان ساعت ۱۲زنگ زدم باز بیرون بود تا جواب داد گفت بعدا بهت زنگ میزنم بیرونم
از یه طرف دوسش دارم ازیطرف رو عصابمه
با پسرا شمال میرن اکیپی خیلی سرخوشه اصلا خونه نمیشه با پسرا سرگرمه
اونوقت شوهر من صب تا شب سرکار منو دخترمم همش خونه کلافه شدم
شما بودین چیکار میکردین