نزدیک به چهار ماه تو یه رستوران صندوقدار بودم و بعدش به خاطر امتحان ها اومدم بیرون یه هفته قبل از بیرون اومدنم مدیر اون شعبه که در واقع پسر صاحبشه بهم ابزار علاقه افراطی کرد و وارد رابطه شدیم. من 22 سالمه اون 20 سالشه. خیلیی ابزار علاقه میکنه و به شدت از آینده حرف میزنه. به مادرش هم که گفت گفته سه چهار سال در ارتباط باشید تا بزرگ تر بشید بعدا. به نظر شما اصلا میشه رو احساسات یه پسر 20ساله حساب کرد؟
من از دوستی های بی سر و ته خسته شدم. بی نهایت ابراز علاقه میکنهه و وقت میذاره و اهمیت میده ولی وقتی جدی حرف میزنم میگه دیدی که مادرم گفت سه چهار سال تو رابطه باشید چیکار کنم کاری از دستم برنمیاد. یعنی اصولا هیچ تلاشی نمیکنه یه بارم که داشتم کات میکردم تهدید به خودکشی کرد و هزار جور خواهش و التماس که برگرد. این پسر منو برای سرگرمی میخواد درسته؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.