من ۲۲ سالگی ازدواج کردم با ادمی که هیچیییییییی پول نداشت و همه زندگی و سختیاش روی دوش منه و شوهرم با یه حقوق ده تومنی حتی یه عروسی درستو حسابی هم برام نگرفت اما...
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من دختر بدی نیستم حد اقلش اینه که بقیه اینجور میگن. همسرمم مرد خوبیه تلاش گره زحمت کشه مهربونه مراقبمه امااااا از نظر مالی واقعا برام کم گذاشته. وقتی میبینم دخترایی که سرشون به تنشون نمی ارزه وانقدر بدن تا ۳۵ سالگی خونه باباشون میمونن تا یه شوهر خوب و پولدار گیرشون بیاد واقعا افسردگی میگیرم چون...
من خونه بابام رنگ ارامشو ندیدم. چون پدرم یه مرد تقریبا روانی بود و گاها ازش جوری کتک میخوردم که بدنم کامل کبود میشد. مثل ادامای پارانوییدی شکاک بود و خیلی اذیتم میکرد جوری که صداش باعث میشد تپش قلب بگیرم...
همش با خودم میگم من دختریم که خیلی از پدر مادرا حتی مستقیما بهم گفتن کاش دختر مام مثل تو بود اما انقدر توی خونه پدرم ارامش نداشتم توی ۲۲ سالگی خودمو توی منجلاب یه ازدواج قرار داددم که فقط و فقط ارامش بگیرم. الان همسرم مرد ارومیه اما بی پولیش خیلی اذیتم میکنه. حسرت یه هدیه درستو حسابی به دلم مونده
میبینم باقی دخترا شوهراشون براشون کادو گوشی میخرن طلا میگیرن اما بهترین کادویی که من از همسرم گرفتم لباس یا لوازم ارایش بوده. توی گلوم پر از بغضه و احساس میکنم اگر زندگیم یکم ارامش بیشتری داشت و میتونستم بیشتر خونه پدری بمونم این همه چیز توی دلم حسرت نمیشد