ادمیزاد به همه چییی عادت میکنه
من شبی که نامزدم ترکم کرد از شدت ناراحتی انگار داشتم تشنج میکردم پاهام بشدت میلرزید نمیتونستم گریه کنم فقط میلرزیدم مامانم دستو پاهامو میگرفت که نلرزم خیلی ترسیده بود. فک میکردم تا صبح حتما سکته میکنم
ولی خب الان یکسال رفته و هنوز نمردم الان میگم خب گور باباش حیف اون اشکا...😁
خلاصه که هر غمی الان داری یه روز که یادش میفتی خندت میگیره زیاد خودتو عذاب نده🙂