اینو از زبان یه پسر میگم :
عاشق یه دختری شده بودم و همه جوره بهش احترام توجه و محبت میکردم جوری که همه کسایی که ما رو میشناختن با من دشمن شده بودن و حسادت میکردن چونکه دختره ام با من خوب بود رفته رفته من از دختره فاصله گرفتم جوری که دیگه حتی یک کلمه باهاش حرف نزدم چون اونم در طی این مدتی که من تمام توجهم به اون بود گاهی وقتا با اونایی که حسادت میکردن همدست میشد گاهی وقتا من اذیت میشدم کسی که من اینقد بهش احترام میذارم چرا بعضی مواقع بی احترامی میکنه همین شد که دیگه هر ارتباطی داشتم باهاش تمام اون چیزای خوبی که ساخته بودیمو گذاشتم کنار و تمام کردم
خواستم بگم مردا وقتی عاشق میشن همه چیزشونو میارن وسط از احترامو عشقو محبت اگه کوچیکترین بی احترامی ببینن چون در وضعیت بسیار حساسی هستن بدون اینکه بهتون بگن میذارندو میرن