خسته شدم دگه هر بار که شوهرم دعوا میکنه منو تهدید میکنه که میندازه بیرون از خونه یا طلاقت میدم بچه نیستم سی سال سنمه با دو بچه فقط تنها چیزی که میدونم بریدم از این زندگی و فردا عروسی خواهرمه حتی صدتومن پول تو کارتم نیست نه پول آرایشگاه نه کادو
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مردا همه شون همینجورین سعی کن جو خونه رو آروم نگهداری همیشه فردا رو هم سعی کن از یکی قرض بگیری ، صبح پاشو بدون خداحافظی از خونه بزن بیرون بیفت دنبال کارای مراسمتون گوشی رو هم از دسترس خارج کن
زندگی که کردنی بودنفسمون روگرفت.وای به حال جون که دادنیه....!
یه وقتایی دوست دارم برم ولی هیچچ وقت این بدیاشو به کسی نگفتم همه فکر میکنن اخلاقش حرف نداره
عاخه کجا رو داری بری تو هم مثل خودمن منم شوهرم گاهی میون دعوا بهم میگه جمع کن برو ، اخرین بارچمدون رو جمع کردم بهم گفت دارم برات اسنپ میگیرم بهش گفتم من هم پای رفتن دارم هم دست برای اسنپ زدن تو زحمت نکش برامن
زندگی که کردنی بودنفسمون روگرفت.وای به حال جون که دادنیه....!
از اون موقع تا الان لباسامو برنگردوندم تو کمد بهمون چمدون گذاشتم کنار درب ورودی چند باربعد ازبهترشدن رابطه مون بهم گفت لباس جاش اینجا نیستا بهش گفتم تو رو آدمی نمیبینم ک اشتباهاتش رو تکرار نکنه منکه اول آخر باید برم،پ بهتره آماده باشم
زندگی که کردنی بودنفسمون روگرفت.وای به حال جون که دادنیه....!