- فکر میکردم وقتی بهم گفتی دوستت دارم . .
دیگه قرار نیست کسی جز من به چشمت بیاد و تو قلبت جا بشه .
فکر میکردم وقتی بهم میگی باهات آرامش دارم . .
دیگه قرار نیست به کسی جز من اجازه بدی ك آغوشش رو برات باز کنه .
فکر میکردم وقتی بهم میگی بیشتر از همه تو به من نزدیکی . .
دیگه کسی انقدر بهت نزدیک نمیشه ك بعدش جرات کنه و بگه تو رو بیشتر از من میشناسه .
نمیدونستم قراره سادهتر از هرکسی من فراموش بشم .
نمیدونستم قراره اونی ك واست اهمیتی نداره . .
من باشم .
نمیدونستم قراره یه روز به حدی ازت بترسم و دور بشم ك نتونم پیشت ضعیف باشم و بهت پناه ببرم .
نمیدونستم قراره برسم به جایی ك برایِ حرف زدن باهات . .
بگردم دنبالِ بهونههایِ مختلف و هر بار به خاطرِ یه چیزی بهت پیام بدم .
نمیدونستم یه روز بینمون شکافی به وجود میاد ك هیچ جوره نتونم صدایِ دلتنگیامو به گوشت برسونم .
نمیدونستم . .
خام بودم .
اولین بارم بود آخه . .
فکر میکردم چون من خیلی دوستت دارم ؛
چون من خیلی بودنتو میخوام . .
چون من دستتو ول نمیکنم .
توام قرار نیست ازم بگذری . .
نمیدونستم قراره نصفِ راهی ك همهیِ مسیرو به خاطرِ تو اومده بودم ، دستمو ول میکنی .
حالا منم و قلبی ك دائم بهونهیِ روزایی رو میگیره ك باهم بودیم . .
روزهایی ك باهم میخندیدیم .
روزهایی ك حتی به دروغ مثلا دوستم داشتی و بهم اهمیت میدادی .
± تو واسم یه رویایِ قشنگ بودی ك شیرینیِ تعبیرت مالِ یکی دیگه شد .
حالا از تو فقط سهمِ من دلتنگیه .
کابوسهایِ هر شبمه . .
خواباییه ك اونجا میبینمت و فقط من کنارتم و منو دوست داری :)))!🖤'💭