ک شهر کوچکیم ۱۸ساله متاهلم از اول خونه پدر همسرم بودیم بدون اجاره خونه هم به اسم خودشونه و ورثه هست. همسرم مغازه دار هست حالا مدتیه مصر شدم به خرید خونه گاهی از دور میریم خونه میبینیم همسرم هی میگه پول نداریم مغازه ورشکست میشه کارم از دست میدم. بجای اینکه پول رو تو مغازه بیارم سود بیشتر کنم چرا خونه بخرم. گاهی کلی نق میزنه و دعوا و میگه دیگه اسم خونه نیار. سه ساله مغازه جواعری زده از خودمون فقط ۴۰۰ گرمه کل سرمایه توی مغازش
حساب کردم وام اگه برداریم ماشین و طلاهامم بدم ۱ و هفتصد دستمون میاد ولی همش میگه نه تو دیوونه ای بیفکری مفت نشستی توی خونه نمیفهمی بجای اینکه پول رو تو مغازه بریزم سود کنم میخوای خونه بخری ک بعدا کسی به مفت هم نمیبردش.
چه کنم بنظرتون گاهی میگم نکنه راست میگه و من اشتباه میکنم چه کنم بنظرتون. همسرم کمی سرمایه داره و جواعری داره میگه بجای خونه پول میزنم مغازه. همش میگم بیخیال خونه بشم ولی باز اگهی خونه ها رو میبینم دلم خونه میخواد