2821
2789
عنوان

مردن

265 بازدید | 39 پست

دوست دارم تجربش کنم🥲😂

ببینم بعدش چی میشه 

کدوم حرفا درباره بعدش راه بوده... 

راستش یه کمم خستم🤷‍♀️خستگی که با خواب حل نمیشه

شاید با خواب ابدی حل شه🥲😂

ولی شاید برعکس خیلی ها از مرگ نمیترسم

البته دپرس و اهل خودکشی و این حرفام نیستم 😁

نظر شما درباره مرگ چیه

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

در مورد چیزی که تجربه نکردیم فقط میتونیم خیالپردازی کنیم.

من بهش فکر میکنم هیچ تصوری ندارم نمیدونم چرا

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

غلط کردی

داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

در مورد چیزی که تجربه نکردیم فقط میتونیم خیالپردازی کنیم.من بهش فکر میکنم هیچ تصوری ندارم نمیدونم چر ...

درسته

میگم شاید این تجربه های مرگ و بازگشت درست باشه

یا این نظریات و ادعاهایی که میگه تناسخ داشتن

یا هر چیز

خیلی ذهنمو مشغول میکنه 


عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

منم واقعا خستم خیلی زیاد

هعی🥲

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

غلط کردی

🤕

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

🤕

نکن این کاراعو اینقد حرصم نده

بیا بریم پی وی

داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

درستهمیگم شاید این تجربه های مرگ و بازگشت درست باشهیا این نظریات و ادعاهایی که میگه تناسخ داشتنیا هر ...

ببین در مورد برگشت از مرگ به نظرت عجیب نبوده که چرا همه فقط یک تونل نورانی دیدن؟ راجب این دانشمندا یک تحقیق انجام دادن و ثابت کردن دقیقا مطلب رو یادم نیست اما دیدن تونل یک علت علمی داره تو نت بخون .


 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

نکن این کاراعو اینقد حرصم ندهبیا بریم پی وی

چی میکنم مگه

باش

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

چی میکنم مگهباش

هیچی🙄

داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

ببین در مورد برگشت از مرگ به نظرت عجیب نبوده که چرا همه فقط یک تونل نورانی دیدن؟ راجب این دانشمندا ی ...

درسته..  

دلیل پزشکی داره؟ 

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

هیچی🙄

فقط دوست دارم بدونم چطوره بعد مردن

خیلی عمیقن سواله برام🥲😂

عاشق♥ ایران♥ جانم♥ از ایران جان چیزی که خیلی متعجبم میکنه تاریخ دانش این سرزمینه.... دانشمندایی مثل ابن سینا ابوریحان بیرونی.... عبید جوزجانی که شاگرد ابن سینا هست زندگی نامه ای از ابوعلی سینا روایت میکنه خلاصش اینه ابن سینا قبل از ده سالگی علم آموختن و شروع میکنه تا ده سالگی زبان زد شهر میشه به طوری که به عنوان یکی از عالمان شهر شناخته میشه و تو شونزده سالگی بیشتر علوم روزگار خودشو بلد بوده مثل منطق، فقه، فلسفه، ریاضیات و طب همون سن هم یه کتاب مینویسه به اسم قانون که نه تنها اون زمان برای اموزش پزشکی درجه اول دانشگاهای اسیایی و اروپایی بوده (دقیقا همون موقع ای که تو فرانسه جمله حواست باشه خیس نشی متداول بود😉😂) بلکه الانم بخشی از کتابش تدریس میشه... واقعا چطوری ادم میتونه تو شونزده سالگی به این درجه از دانش برسههه؟؟ البته خود ابوعلی سینا تو فلسفش به این سوال جواب داده و یه جاهایی به عقل بالمستفاد هم اشاره میکنه انگاری الهام میشده معلومات بهش البته تو این سن کم و این همه دانش داشتن بعید هم نیست... راستش اصلا آدم مذهبی ای نیستم منتها این دانشمندا ایرانی در دوران بعد از اسلام ایران خیلی نظرمو به اسلام جلب کردن یه دوره از زندگی که صرفا بر حسب وظیفه (مجبوری🫠) زندگی نامه چند تاییشون رو خوندم (نمونش همین ابن سینا) به این نتیجه رسیدم حتما یه حقانیت بالاتر از جسم ماده وجود داره،، اصلا موافق انفعال و دنباله رو بودن نیستم اما یکی از نشونه هاش(نشونه وجود یه بینهایت برتر) همین دانشمندای اسلامی تاریخمونن که با علم همه چیز تمومشون پا تو مسیر این معنویت گذاشتن..

درسته.. دلیل پزشکی داره؟

آره دلیل پزشکی داره.

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

فقط دوست دارم بدونم چطوره بعد مردنخیلی عمیقن سواله برام🥲😂

خب چرا باید همچین سوالی برات پیش بیاد😒

سوال قحطه؟؟🙄

میخیم بیدینیم چیطیری بیدی میریدین

نکن تو رو خدا من حرص می خورم با این سوال می ترسونی منو😐💔

داری با کی می جنگی؟ من یا خودت؟ درست زندگی کن، تنها می خوابی توی قبرت! و چه تازیانه ها که نخوردیم از زبان های خود عزیز کرده. ببین، آدما واسه این میان تو زندگی هم که به هم کمک کنن؛ اگه قراره کمک نکنن خب نیان! نمی تونی کمک کنی؟ نمی خوای یکیمون برسه و بشه ویترین جفتمون؟ می خوای خودت تنهایی برسی فقط؟ خب این بی منم می شه! بعضی وقتاهم چون راحت به دستت میارن، فکر می کنن که راحت از دستت نمی دن اما اینجوری نیست. این انتظاره که دلیل انتظاره! اگه کسی سعی می کنه از دستت بده بهش کمک کن! من به دردش خوردم هرکیو یکمی ام به دردم خورد. اینجا عشقی نمونده که بیخودی چشم به راهشی، حتی بت کار نمی دن خره، یه خرده زشت که باشی! پوچ شدن انگاری همه، موزیک تنها دلداری منه. آری؛ من از هموطن خود دیدم تهمت و قتل و ریا، چاقو از هم جنس خود خوردم، نه از اجنبی ها...! رفتنی باید بره، با موندنش فقط نگرانی درست می کنه. چیزی که نگرانت کنه ، کنترلت می کنه و اگه کنترل بشی حتما سرعتت پایین میاد، حتما عقب می مونی و اگه عقب بمونی حتما هرز می شی. گنده مال فکره، وگرنه هیکل گنده که تو خرسم بود! کاش کودکانمان را آگاه می کردیم تا جای وحشت، از خطر گذر می کردند و کاش دخترانمان بجای ۷ ساله و ۹ ساله، لااقل ۱۵ ساله شوهر می کردند. سرباز و سربار فرقشون یه نقطه ست اما تفاوتشون یه دنیاست! اونی که فکر فرداشه؛ مجبوره که سرد باشه، مجبوره که تنها شه، شب بیدار، صبح با درد پاشه. نصفه شب، باز من تو عمق تاریکی منتظر نور؛ صبح می شه این شب، باز می شه این در! من فقط صفر و صدم، حد وسطم مرد! خستم از این همه تظاهر به عشق، به دروغ! خستم از آدما و جای شلوغ. می خوام تنها بمونم، با اینکه تنهایی خب روحمو تاریک می کنه.★بالغ که شوی دریابی، یک تو در این دنیایی؛ ترک خلایق گویی، عاقبتش تنهایی..!

2790
2823
2791
2779
2792