و قسطاشو نداد تا شش ماه حقوق خواهرمو بلوکه میکردن آخرشم با خواهرم دعوا کرد هرچی توهین بود ب خواهرم و خانوادم کرد ..انقد این چند روز عصبی شدم و گریه کردم ک شیرم هم میترسم ب بچه بدم بچه هم مث خودم عصبی شده😭
نمیدونم چ گناهی کردیم ک گیر همچین آدمی افتادیم ..همش تقصیر شوهرم بود ..من انقد خودمو ب آب و آتیش زدم ک ضامنش نشن ولی آخرش شدن و این شد نتیجش ..حرمتا شکسته شد ...من دیگه هیچ وقت دلم از برادرشوهرم صاف نمیشه..تو مغازمونم مجانی نشسته..زورم از این میگیره ک حتی حیای مارو نکرد ک انقد بهش خوبی کردیم نمیدونم چطور تو چشمای خانوادم نگاه کنم😔ب جای تشکر فحش خوردم آخرشم طلبکار شد