سلام من ی خواستگار دارم که هم فامیل هستیم هم از بچگی همدیگه رو دوست داشتیم اما مامانم با این ازدواج شدید مخالفه چون من لیسانس دارم اون تا هشتم درس خونده و مثلا اونقدر که مامانم انتظار باشخصیت بودن ازش داره نیست و اونم خیلی منو دوست داره هزار بار تاحالا خواستگاری کرده و هردفعه ی بهونه اوردن و بعد بهونه کردن خواهرم اول ازدواج کنه بعد من و اونم ازدواج کرد و ما با هم چت می کنیم ولی کسی خبر نداره حالا بحثمون شد که اون گفت خانواده ی مدلی ی جورید عجیب و غریب هستید و بهم بر خورد گفتم تو داری به خانواده من بی احترامی می کنی گفت نه من بی احترامی نکردم ولی ی مدل هستید هر دفعه ی بهونه میارید گفتم خانواده ام همینه که هست و همینجوری که داری میبینی بعدش گفتم من و تو بهم نمی خوریم تو از الان داری به من توهین می کنی گفتش که چیه چته چه مرگته من مرد هستم عصبی بودم ی چیزی گفتم می خوای جدا شی؟؟؟ و گفت ولی من پای این رابطه هستم منم نوشتم اوهوم 🥺🥺الان ۳ روز به من پیام نمیده و الان استوری غمگین گذاشته ولی عکس دستامون همچنان در برگزیده هاش هست