ببین پدرمادر داماد یه کادو به عروس میدن و مدر مادر عروسم یه کادو به داماد دیگه چی باشه اصلا مهم نیست. بعصیا سرویس به عروس میدن بعصیا سکه ...
اونایی که عادت به بحثای مسخره دارن و از من جوابی نمیبینن قبل از اینکه بگن کم آوردی یه سر به امضام بزنن بعد منو ریپلای کنن.!!!! 👈 خانوم شما اصلا ارزش جواب دادن نداری.! جواب ابلهان خاموشیست 🙄
براي مراسم هم ميرين محضر نامه مي گيرين ميرين ازمايشگاه جوابشو مي برن محضر بعد اجازه و ميده ووقت عقد رو اوكي مي كنين. عقدتون اگه تو خونه است كه خنچه يا بايد بگيرين يا بچينين.وقت ارايشگاه هم مي گيري و بيعانه ميدي. حلقه و سرويس هم مي رين مي خرين يه حلقه براي داماد به هزينه شما يه حلقه و سرويس به هزينه داماد. از گل فروشي هم وقت مي گيرين اگه ماشين دارين كه همونو مي برين اگه ندارين هم بعضي گلفروشيا دارن .اگه عقدت محضريه يه مانتو يا كت شلوار مناسب هم مي گيرين اگه تو خونه است لباس عروس بسه. ديگه سفارش شيريني و ميوه مي مونه كه بعضيا عروس ميده بعضيا داماد. دسته گل عروس رو هم تو گل فروشي سفارش ميدي و روز عقد مي گيري روز عقد اگه از مهمونا خانواده نزديك بمونن كه معمولا مي مونن بهتره براي شام هم يه فكري بكنيين و جايي سفارش بدين . البته همه اينا فرعه اصل اينه كه دلت خوش باشه مي شه همه ي اين مراسم رو خلاصه كرد به يه مهموني دوستانه و يه حلقه. انشالله كه خوشبخت بشي عزيزم
فقط داریم حرف میزنیم. اونی که میخواد بگه "به من چه "باهاش موافقم .لطفا نظر نزاره. واقعا به تو چه .وقتت رو نلف من نکن.برو یه تاپیک دیگه که بهت مربوط باشه والله
اگر با هم نیسته پس آقا داماد باید سرویس عروسی رو اگر دلت خواست بهت بده یا بزارش شب عروسیت اعلامش کن و یدونه پیش حلقه گول نخوری بری حلقه بخری چون معمولا بعضیا زرنگ بازی در میارن با یه تیر دو نشون میزنن حلقه رو برا عروسی باید بخری و اینکه شما برا آقا داماد باید یدونه زنجیر طلا بخرید که اونم میشه شب عقد داد و هم شب عروسی من شب عقدم با شب بله برونم یکی بود بخاطر همین پیش حلقه و سرویس عروسیمو با لباسارو همون شب اعلام کردن منم به شوهرم زنجیر طلا دادم
زنی که صاحب فرزند نمیشد؛ پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید: از خدا فرزندی صالح برایم بخواه...پیامبر دعا میکند ، وحی میرسد که آن زن را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود.سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش میبیند.با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد؟او که بدون فرزندخلق شده بود!؟وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند، از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواری است به نام اعتماد. پس اگر دوست داری به آرزويت برسی با تمام وجود به او اعتماد کن ....هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست!زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.ای کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا
زنی که صاحب فرزند نمیشد؛ پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید: از خدا فرزندی صالح برایم بخواه...پیامبر دعا میکند ، وحی میرسد که آن زن را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود.سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش میبیند.با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد؟او که بدون فرزندخلق شده بود!؟وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند، از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواری است به نام اعتماد. پس اگر دوست داری به آرزويت برسی با تمام وجود به او اعتماد کن ....هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست!زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.ای کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا