مسخرم نکنین ساعتای ۱ شب برای تب دخترم رفتم شیاف بگیرم دوتا زن مزد اومده بودن زنه روشو باشال پوشونده بود هزدو هم چشاشون سبز خیلی روشن زنه میگف مریضم این حرفا منم بهش بخورسرد پیشنهاد دادم بخدا دودقیقه نشد رفتن منم کارم تموم شد دیدم هیچکی نی ن تو ماشین ن پیاده عجیب بود