بیخیال مشروب شاید دوست ندارم تو بخوری به زندگیت بچسب
من دوس دارم بخورم. پس خواسته و احساس من این وسط چی میشه؟ من نمیخوام که هرزگی کنم، فقط میخوام لذت ببرم همین. خونه پدری، پدر اجازه زندگی نمیداد، اینجا هم شوهر . انصاف نیست بخدا
ببین دختر خوب مشروب سیگار و..... چیز به شدت بدیه حالا کاریم به شوهرت نداریم به جاش یه چیز دیگه باهم ...
مشکل منم همینه، چرا باید اونا به جای من تصمیم بگیرن و اجازه بدن یا ندن بهم؟! پس من چی ام؟ کالا هستم؟ جنس درجه دو هستم؟ چی هستم؟ آیا اونا بخوان کاری بکنن، اجازه منو میگیرن؟
ببین دختر خوب مشروب سیگار و..... چیز به شدت بدیه حالا کاریم به شوهرت نداریم به جاش یه چیز دیگه باهم ...
درضمن، شوهرم قبل ازدواج خیلی میخورد. و باهم حرف زده بودیم و قرار بود باهم بخوریم همیشه. اما بعد ازدواج کلا عوض شد.نمیدونم چرا. فقط هم با من اینجوریه، با رفیقاش خوبه