از مجردیم راضیم و مشکلی ندارم خونوادمم خداروشکر خوبن،اما هرچندوقت یکبار مجبورم کسانی رو ببینم و تحمل کنم که ازشون متنفرم دلم میخواست ی خونه داشتم تنهایی زندگی میکردم تاانقدر بادیدن اینا عذاب نکشم.
خواستگارامم هیچکدوم مورد قبولم نیستن
هرکیم میاد خونوادم گیرمیدن خوبه همینو قبول کن درصورتیکه طرف کلی سطحش پایینتره
فعلا نمیتونم خونه بگیرم چندسال زمان میخوام بتونم حتی شده ی خونه کوچک بگیرم و جدا زندگی کنم
اونقدراام بی عقل نشدم بااین خواستگارام ازدواج کنم
شما جای من بودین چیکار میکردید؟ خیلی کلافم