نه مثه من که دست رو هرچیزی و هرکار قشنگ یا دلخوشی ای که میذاره ، به صبح نرسیده بهش میفهموننن که تو واسه دلخوش بودن و دلخوش موندن به دنیا نیومدی !!
تو به دنیا اومدی که فقط ته دلت همیشه پره غصه باشه و از نشدنا و نرسیدنا و نداشتنا ، عبرت باشی واسه بقیه که مبادا کسی اشتباه بکنه !!!
مبادا کسی نداشته باشه ، به چیزایی که میخواد نرسه !
بهم فهموندن که باید یه لنگ در هوا وایسم ، پلکنزنم ، نفس نکشم ، که نکنه با حواس پرتی من ، حواس یه عده دیگه پرت بشه و از زندگی کردن و خوش گذروندن و خندیدن جا بمونن !
نه عزیزم ، تو مقصر نیستی ، تو هم حق داری ، تو هم اکه شرایط زندگیت اینجوری نبود ، یه دختر آزاد تر بودی ، مطمنم یه چیزی دیگه انتخاب میکردی ، یجور دیگه با یه کس دیگه ادامه میدادی . نه پسری که تموم زندگیش بدشانسی و تنهایی و غصه و بلاتکلیفیه . پسری که نمیتونه دلخوشی ای داشته باشه . یا اگه به چیزی دلش خوش میشه ، باید تمومشبو با ترس و دلهره سر کنه و منتظر این باشه که فردا دیگه روز قشنگی نیست و دوباره باید زحمت بکشه واسه دلخوش شدن و ساعتی دلخوش موندن !!
اینارو نمیگم دلت برام بسوزه ها ، اینا رو میگم که بدونی حتی تو هم اگه با من اینجوری رفتار میکنی ، من گله ای ندارم ازت . من تموم عمرمو همینجوری زندگی کردم . برعکس بقیه که تا ع خواب پاشدن همهچی براشون از آسمون بارید و بدون هیچ زحمتی خوشبختی رو از خواب شب به بیداری صبحشون رسوندن ، من واسه یه دلخوشی ساده و یه حال خوشه زورکی ، باید تا خوده شب زحمت میکشیدم و عرق میریختم.
راس گفتنا ، ما به دنیا اومدیم ، ولی دنیا به ما نیومد ..
وقتی میبینم هرچقدر زور میزنم و تلاش میکنم ، تهش هنوز به خودم و زندگی و جوونیم بدهکارم ، حالم بد میشه و دلم خیلی میگیره ..
وقتی میبینم اونایی که نصف قدمم ندارن ، اونایی که نصف درک و احساسمو ندارن ، اونایی که نصف معرفت و سوادمو ندارن ، اونایی که یه روزایی ارزوشون بود من بهشون نگاه کنم چه برسه جواب سلامشونو بدم و باهاشون حرف بزنم ، الان برام قبقبه باد میکنن و تو ماشینایی که از همون خواب شب و بیداری صبحشون بهش رسیدن ، بدون اینکه براش ذره ای زحمت کشیده باشن ، وقتی اونارو اونجا و خودمو اینجا میبینم ، هر ثانیه خودمو هزار بار تف ولعنت میکنم ..
من تو همین شرایطمم جوری زندگی کردم که اینا که نه ، شاید شاهم با اون بیخیالی و حال خوش ، زندگی نکرد. اما از اینکه الان باید واسه چیزای ساده ی زندگی ، واسه داشتن یه چیز معمولی ، خایه ی هر نشوره شاسکولی رو بمالم ، یا اینکه واسه همون چیز اونهمه تلاش کنم و تهش بهش نرسم ، واقعا حالم بد میشه .
من کلا پسر درونگرا و ساکتی هستم که هر اتفاقی بیفته اونو میریزه تو خودش و اگه مجبور نباشه یا بهش فشار نیاد ، شاید سالها دمنزنه و هیچی نگه ، ولی بضی وقتا نمیشه ، نمیتونم.
بضی وقتا دلم خیلی میگیره از زندگی و از این همه نشدن.
برام خیلی سواله ، چرا بقیه هرچی که دلشون میخواد رو با یه شب تا صبح رویا بافی میتونن بدست بیارن ، با اینکه وضعشون اصلا خوب نیست ، اما من واسه همون چیزه ، نه تنها با یه شب تا صبح رویا بافی و خوش باوری ، بلکه با یه عمر زحمت کشی و تلاش و خون دل خوردن ، حتی نمیتونم از کناره داشتنش رد شم !!!!
؟؟؟؟؟؟
خیلی جاها به عدالت و معرفت خدا شکمیکنم ...
امشبم رفتار سنگین تو و حرفای تو ، مزید بر علت شد که من این دلگیری و دلتنگی و این حجم از عذاب روحیم رو ، یه جا حس و تجربه کنم . امشب دلم خیلی گرفته . دلم یه دلخوشی واقعی میخواد ، یه چیزی که تا بهش فک میکنم ، تا دارم رویاشو میبافم ، تا دارم با اون لبخنده رسیدن و داشتنش ، با چشم بسته و قلب آروم ، خوش میگذرونم ، وقتی چشامو وا میکنم ، ببینم عه ، آخ جووون ، دارمش 😁🙈
دلم میخواد یکم بتونم ، یکم بشه ، یکم برسم ، یکم داشته باشم ، یکم خوش باشم ، یکم درک بشم ، یکم حالم دلی خوب باشه ، یکم بگم ، بخندم ، ببینم ، بشنوم . دلم میخواد یه بار براش نجنگم ، براش عرق نریزم ولی بدستش بیارم ، دلم میخواد یکم زندگی روشو بکنه اینوری .
نه که فقط پشتشو بکنه سمتم !
یکم 🤏خودشو بچرخونه سمت من ، که ببینم !!!
خلاصه که اینجوری شد .
وسط این همه حال بد ، کاش یه بارم خدا مارو قابل بدونه ، واسه یجور دیگه امتحان پس دادن !
همیشه با ندادن و با مشکل و با چیزای منفی امتحان نکنه ، یه بار بیاد با دادن و با رسوندن به چیزایی که دوسش دارم منو امتحان کنه . آدما تو نداری و سختیا نمیتونن امتحان خوبی پس بدن . خیلیاشون شکست خوردنشون سنگینتر میشه . دلم میخواد خدا یه بار با دادن و با چیزای مثبت امتحان کنه . اونجا اگه امتحان بدی پس دادیم ، با قضا و قدر و با عذابش کنار میایم !!!