2777
2789
عنوان

یه حس بدی گرفتم

88 بازدید | 2 پست

یه چیزی رو میخوام بگم میدونم مسخره اس ولی راستش دوست دارم به یکی بگم مونده تو دلم..دیروز ما جایی دعوت بودیم که کسی که خانوداه‌اش واسه خواستگاری رو من نظر داشتن هم بود و تازه ازدواج کرده و همسرش هم بود..بعد من به یه دلایلی یه کم از این خانواده دلگیرم به خاطر یه سری مسائل و دیروز هم اونجا خیلی بهم سخت گذشت و حس تنهایی و طرد شدن داشتم..حالا خلاصه یه وقتایی نگاه همسر اون آقا رو روی خودم حس میکردم و خب راستش من قیافه بدی ندارم اون لحظه یه کم انگار غرور توی چهرمو زیاد نشون میدادم انگار ته دلم یکی میخواست یه کم فخر بفروشه.ولی خب دست خودم نبود احساس تنهایی کردم و دلم نمیخواست کسی بفهمه که غرورم جریحه دار شده..

حالا انگار عذاب وجدان گرفتم که چرا اینکارو کردم..

مسخره نکنید شرایط عجیبی برام پیش اومده 

دیگه بهش فکر نکن. کم کم یاد میگیری عادی باشی و بعد اصلا اهمیتش را از دست میده.

بله درسته فکر نکردن بهش یه کم سخته آخه میگم یه شرایطی برام به وجود اومده که باعث بشه احساس تنهایی کنم اما آیت وسط بازم نگران اینم که دل کسب نشکنه یا کاری نکنم یه باعث بحث بین آدما و یه زن و شوهر بشم

کاش تا وقتی که مطمئن نیستیم که به کسی حسی داریم یا نه حرفی از ازدواج مطرح نشه چون آدما احساس دارن به هر حال...🤦‍♀️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز