ببین عزیزم من هم خیلی خوب درکت می کنم چون این چیزایی که میگی برای خودم هم پیش میاد و من تصمیم گرفتم باهاشون کمتر رفت و امد کنم و خودم رو بزنم به بی خیالی و اگر کاری می کنم فقط برای خدا بکنم... شاید اگر بهت بگم خانواده شوهرم با من چه کردن بشینی برای من های های گریه کنی انواع و اقسام بدها...همه جوره... اما خوب چاره ای نیس باید یه جوری ادامه داد...