به عنوان درد و دل میخوام تعریف کنم فقط تروخدا قضاوت نکنید و مثل دوستام نگید تو خوشی زده زیر دلت چون دارم میترکم از دست شوهرم خستم خیلی خسته از این زندگی خستم همه چی به ظاهر خوبه اما مشکلم حاده که هر کسی درک نمیکنه...
ذوق زندگی نداره نه اهل جشن و دورهمی و مهمونیه نه بازار و تفریح امسال تازه زایمان کرده بودم با حال بد براش تولد گرفتم واکنشش از در و دیوار سرد تر بود امشب تو سرما یه ساعت تو صف بودم از بهترین شیرینی سرا کیک خریدم بازم فقط یه بوسم کرد و خستگی رو بهانه کرد و خوابید