2777
2789
عنوان

کمکم میکنید

47 بازدید | 3 پست

من تو شهر غریبم پدرم چند روزیه اومد تو این شهر غذا خوری زده شوهرمم بنده خدا کلی بهش کمک کرده ولی بابام همه کاراش رو به مسخره گرفته شوهرم میگه بخاطر تو و بزرگیش چیزی نمیگم

الان پدرم هی زنگ میزنه ب فک و فامیلش بیایین اینجا و...اسرارم میکنه یعنی میگه بیان خونه ما اول اینکه فاصله شهرها خیلی دوره حدود ۸۰۰ تا راهه بیان چن روزی طلپن و خیلی هم پررررووو هستن مثلا میگن من سیر نشدم میرن سر یخچال و...

دوم اینکه بخدا دستمون خیلی تنگه نمیرسیم برا خودمون خرج کنیم من چجوری مهمون داری کنم شوهرم بفهمه دیوانه میشه یا دعوا میفته

در من تیمارستانی قصد شورش دارد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب به بابات بگو‌که نکنه این کار رو

نمی تونم بگم آخه چجوری بگم میترسم دلش بشکنه یه آدمیه که زود ناراحت میشه میگم تو غربت جز من کسی رو نداره دلش رو نشکنم

در من تیمارستانی قصد شورش دارد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792