خواهرای من با اینکه هر کدوم ۴۰ _۵۰ سالشون بود اما خیلی خیلی حسود بودن یکیشون از وقتی دخترش دانشجو شد با من لج افتاد !!! مدام با من مقایسه میکرد دخترشو و از رشته و دانشگاه و شغل من ایراد میگرفت و سعی میکرد کوچیک نشون بده
یکیشونم هر چی میخریدم سعی میکرد یا خراب کنه یا مسخره میکرد
یه دوستی هم داشتم خیلی حسود بود چون یه بار فهمید من یه چیزایی دارم هر وقت منو میدید یا تلفنی میگفت اوه چقدر با بدبختی سعی کردی اون رو بخری !!!
یا میگفت من مامان بابام براممیخرن !!!
ماسینم داشت برای اینکه یه وقت سوار نکنه ۴ تا کوچه اونطرف تر پارک میکرد میگفت با اتوبوس اومدم!!