من چند وقت به خاطر یه مشکل مجبورم بمونم خونه مامانم تا حالم بهتر بشه . بچه های داداشمم کوچیکن امدن موندن پیش بچه هام تا بازی کنن . دخترم نه سالش ،با دختر داداشم که شیش سالش بحث شون شد.دخترم خیلی شلوغش کرد اربده زد میگفت برید بیرون از اینجا .اون طفلیا ترسیده بودن .منم دخترمو دعوا کردم زنگ زد باباباش رفت خونه. اخه دخترم خیلی واکنش نشون میده وبه شدت عصبیه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.