2777
2789
عنوان

دلم گرفته

88 بازدید | 10 پست

سالگرد ازدواجمونه شوهرم یادش نیس البته بنده خدا گرفتاره اما ی خرده بی خیالم هس دوس ندارم بهش بگم احساس بدی دارم بگم حس میکنم ی جور گدایی محبته با خودم میگم اگ مهم بود یادش میموند دیگ گفتن نداره ک اما تو تنهاییم اشکم در اومد، 💔

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

منم امشب دلم گرفته بود 

یکم گریه کردم

ولی خب بنطرم بابت سالگرد ازدواج دلگیر نباش 

مردا به شدت درگیرن و طبیعیه که روزهای مهم یادشون بره 

بنظرم یه کیک خوشمزه بپز با چای بخورین و از اون شب یاد کنید 

بقول عزیزی :عشق با وجود همین روزمره گی ها اگر عشق بماند عشق است 

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید🦋 ورنه قاضی در قضا نامهربانی می‌کند 

من کلا اهل ب رو اووردن نیستم اما احساساتی ام پنج سال منو میخواست الان یازده ساله ازدواج کردیم اما بارها نشون داده ک خیلی براش مهم نیس!مریض میشم یا اتفاقی میفته نگرانمه امکانات زندگی با سختی برام ردیف کرده اما.....!!خیلی بهم محبت نمیکنه بیشتر ی حس مسولیت پذیری داره تا عشق!نمیدونم چرا من اینجوری ام یکم سرد تر نمیشم البته نشون نمیدم اما خودم خودمو اذیت میکنم!بهش نمیگم چون از ترحم بیزارم!همش میگم اگ از دلم با خبر شه چقدر دلش برام میسوزه ک اینقد عاشقش بودمو نشون ندادم

خیلی ترس از دست دادنشو دارم خییییلی خیلی هم خودمو کنترل میکنم ک نفهمه ترسمو!اون فک میکنه من خیلی روش احساساتی نیستم اما خودش ی مدلیه ک خیلی غرور برش میداره زیاد نمیشه جلوش رو بازی کرد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108