2821
2789
عنوان

دلم گرفته

88 بازدید | 10 پست

سالگرد ازدواجمونه شوهرم یادش نیس البته بنده خدا گرفتاره اما ی خرده بی خیالم هس دوس ندارم بهش بگم احساس بدی دارم بگم حس میکنم ی جور گدایی محبته با خودم میگم اگ مهم بود یادش میموند دیگ گفتن نداره ک اما تو تنهاییم اشکم در اومد، 💔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم امشب دلم گرفته بود 

یکم گریه کردم

ولی خب بنطرم بابت سالگرد ازدواج دلگیر نباش 

مردا به شدت درگیرن و طبیعیه که روزهای مهم یادشون بره 

بنظرم یه کیک خوشمزه بپز با چای بخورین و از اون شب یاد کنید 

بقول عزیزی :عشق با وجود همین روزمره گی ها اگر عشق بماند عشق است 

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید🦋 ورنه قاضی در قضا نامهربانی می‌کند 

من کلا اهل ب رو اووردن نیستم اما احساساتی ام پنج سال منو میخواست الان یازده ساله ازدواج کردیم اما بارها نشون داده ک خیلی براش مهم نیس!مریض میشم یا اتفاقی میفته نگرانمه امکانات زندگی با سختی برام ردیف کرده اما.....!!خیلی بهم محبت نمیکنه بیشتر ی حس مسولیت پذیری داره تا عشق!نمیدونم چرا من اینجوری ام یکم سرد تر نمیشم البته نشون نمیدم اما خودم خودمو اذیت میکنم!بهش نمیگم چون از ترحم بیزارم!همش میگم اگ از دلم با خبر شه چقدر دلش برام میسوزه ک اینقد عاشقش بودمو نشون ندادم

خیلی ترس از دست دادنشو دارم خییییلی خیلی هم خودمو کنترل میکنم ک نفهمه ترسمو!اون فک میکنه من خیلی روش احساساتی نیستم اما خودش ی مدلیه ک خیلی غرور برش میداره زیاد نمیشه جلوش رو بازی کرد

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز