چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
عقد که کردیم بدجوری مهرش به دلم افتاد و خیلی زود با هم صمیمی شدیم و هر روز علاقه امون بیشتر شد.همسرم بیشتر از من ادعای عاشقی می کرد.کافی بود لب تر کنم تا برام مهیا کنه.از خودش میزد برای من خرج می کرد.صبح تا شب میرفت سر کار و شب خسته میومد اما تو این سالها یک بار پیش نیومد اخم کنه یا بی حوصله باشه.بحث کردیم دعوا کردیم.اما یکبار شروع کننده ی بحث نبود همیشه کوتاه اومد همیشه بعدش از دلم در آورد هر کار در توانش بود و هست برام انجام میده اما بازم میگه برام کاری نکرده.بیش از حد مهربونه جوری که دیگه نیاز به محبت هیچکس توی اطرافیانم ندارم.تنها اخلاق بدش اینه که عصبانیت خیلی بدجوره اونم برای اینکه حسابی عصبیش میکنم و کوتاه نمیام گاهی توی بحث ها.گاهی وقت ها حس می کنم شوهرم تنها کسیه که من و به این دنیا وصل میکنه اگه یه روز نباشه من نمی تونم زندگی رو تحمل کنم و همیشه بزرگ ترین ترسم جدایی و طلاقه.مطمئنم همیشه همین طور می مونه اما از خودم مطمئن نیستم.میترسم با این ترسم از جدایی واقعیش کنم آخه میگن از هر چی بترسی سرت میاد