2821
2789
عنوان

بحث فامیلی

| مشاهده متن کامل بحث + 434 بازدید | 29 پست
یک عمر همراهش بودن حق خودشون می دونند. شما هر کدوم شرایط مراقبت از ایشون رو دارین اقدام کنید تا ماد ...

ما شرایطش رو نداشتیم..ما مشهدیم ایشون تبریز..فارسی بلد نیستن..دوس دارن تو شهر خودشون و نزدیک فامیل و دوستان خودشون باشند

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ببخشید رک دارم حرف می زنم همه اونایی که زحمت نگهداری از سالمندای فامیلو گردن یه نفر میندازن با هزار ...

عزیزم مادربزرگم بعد فوت پدربزرگ خودش اونها رو انتخاب کرد..بابا خونه دو طبقه ای ساختن..میخواستن پیششون ساکن باشن مادربزگم راضی نشدن..الان تو همون خونه ساکنن و سی ساله تمام درامد عالیشون خرج خانواده عمه شده

چرا یه مدت نمیارید ایشون پیش خودتون

هم بسیار پیر شدن نمیتونن مسافرت کنن..هم نگران منزل هستن میگن از خونه خارج بشم انقدر بی ادبن به اموال دست اندازی میکنن و بدون اجازه برمیدارن و بعدش انکار میکنن

ما شرایطش رو نداشتیم..ما مشهدیم ایشون تبریز..فارسی بلد نیستن..دوس دارن تو شهر خودشون و نزدیک فامیل و ...

آخه بالاخره باید یکی پیششون باشه دیگه . به نظرم بحث مالیش مهم نیست ولی اینکه بی احترامی کنن خیلی بده. اگه مراقبت از مادر بزرگتون زحمت هایی داره براشون و به همین علت بی احترامی می کنن پرستار و کارگر بگیرن. 

میگن مجازی ه . نگفتن الکی ه. واقعی ِ واقعی ه.

من به روشون آوردم شما از اموال مادربزرگ به جایی رسیدین وگرنه اهل کار و بار نیستین..شروع کردن به من تهمت زدن که تو چشمت دنبال پوله..تو گدایی و از این حرفا..با فحش های بسیار زشت که واقعا آدم نمیتونه تصورشو بکنه

به قول برادرم خواستن منو بترسونن که دیگه دهنم باز نشه

من ناراحتم و بابام هم که بی نصیب از این بی ادبی ها نبودن از من دلخورند

میگن چرا به روشون آوردی سی سال خوردن یکی دو سال هم زوش

منم میگم به خاطر مادربزرگ که التماسم کرد پشتش باشم و جلوشون وایستم همه چی رو گفتم

اگه خودشون پیش شما درد دل کرده خب راهنماییش کنید و به اون بچه ها هم تذکر بدین اگر نه که خب چکاری از ...

عزیزم بارها هم خودم هم خانواده ام هم تذکر دادیم هم راهنمایی کردیم..بسیار پررو هستند همه چی رو انکار میکنن..میگن ما از خودمون انقدر پیشرفت کردیم

آخه بالاخره باید یکی پیششون باشه دیگه . به نظرم بحث مالیش مهم نیست ولی اینکه بی احترامی کنن خیلی بده ...

عموم سال هاست میگن یه پرستار بیاریم منتت به سر اونا نباشه..بنده خدا میگه من آبرو دارم دوست ندارم در و همسایه بگن بچه هاش ولش کردن یه غریبه باید ازش نگهداری کنه..ما همه راه ها رو رفتیم نشده 

نهایت کارهای مادربزرگم دکتر رفتن و سرخاک رفتن و خرید جزئیه..بنده خدا خوراکی نداره..نه براش آشپزی میکنن نه کار خونه..کارای خونه رو خدمتکار انجام میده فقط برا شب خوابیدنشون تمام درامد مادربزرگ افتاده دستشون..

ما واقعا برامون پولش مهم نیست،میگیم لااقل سرش داد نزنید،میگن به شما ربطی نداره

عزیزم شما خودتونو سرزنش نکنید

بنظرم خوب کردین بروشون آوردین بزارین یکم به استرس بیفتند

اینکه فحاشی میکنن نشون دهنده ضعف و ناحق بودنشونه

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی ******پیشتر زانکه چو گردی ز میان برخیزم
عزیزم شما خودتونو سرزنش نکنید بنظرم خوب کردین بروشون آوردین بزارین یکم به استرس بیفتند اینکه فحاشی ...

از پنج شنبه که این بحثا پیش آمده واقعا ناراحتم..متاسفانه مادربزرگ همیشه پشت اونا بود همیشه اسرارشونو حفظ میکرد،جدیدا دیگه انقدر بهش بی احترامی میکنند و تنهاش میذارند که همه چی رو گفت بهمون

نمیدونم با خودم میگم کاش خودمو خراب نمیکردم و قاطی این حرفا نمیشدم

ممنونم از نظرتون

دوست عزیز تا اینجا شما فقط،بحث مالی رو مدام مطرح میکنید 

مطئنا اگه تو این سالها  پدر و عموی شما از مادربزرگتون غفلت نمیکردن حتما خیلی زودتر متوجه رفتارهای ناشایست اونها میشدن و جلوی بچه های عمه رو میگرفتن و اجازه گستاخی بهشون نمیدادن

مادربزرگتون حتما بی مهری و بی توجهی از،جانب پسرهاش دیده که به اونها پناه برده .. 

شما هم خودت رو درگیر مسایل اونها نکن ...چون هر کی باشه میگه شما تا الان کجا بودی که حالا یادت افتاده مادر بزرگ داری 

اگه خیلی ناراحتی  و.واقعا نگران مادربزرگتون هستین یه ماه مادربزرگت رو بیار خونه خودت اونجا هم قفل کن کارتهاش هم بسوزون خودت کارت بگیر بده دستش..


دوست عزیز تا اینجا شما فقط،بحث مالی رو مدام مطرح میکنید  مطئنا اگه تو این سالها  پدر و عم ...

نه عزیزم واقعا برای پدر و عموم بحث مالیش مهم نیست،حتی عموم یه پراید خریدن دادن دستشون و تو ساخت خونه اشون کمکشون کردن و شغل و خیلی کارهای دیگه از طرف عمو بوده..طفلک کلی هواشونو داشت تا مادرشو عزت و احترام کنند..بالا هم گفتم مادربزرگم حاضر نیست یه روز خونه زندگیشو ول کنه.۲۰ سال پیش خودش گفت برید پی زندگیاتون من راحتم با اینا..

عموم تهران ساکن هستند بسیار هم ثروتمند و خونه بزرگی دارند بارها مادربزرگم رو بردند خونه اشون و گفتن خدمتکار میگیرم برات با اینکه تو یه خونه ایم حتی در ورود و خروجتم جدا باشه که راحت باشی..مادربزرگم خودش وابسته اس به خونه اش و دوستاش

تا یه سال پیش مادربزرگم پشت اونا بود هر بی احترامی میکردن بنده خدا تحمل میکرد و زیاد به رو نمیاورد..نمیدونم چرا یهو فوران کرده و خیلی ازشون شکایت میکنه حتی به فامیل هم گله میکنه از اینا..ما هر چقدر میشده احترام کردیم مادربزرگمونو..پدر و عموم هم با وجود اینکه میدیدن اونا چه جور آدمایی هستند به خاطر راحتی و آسایش مادرشون سکوت کردن در تمام این سالها

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز