2821
2789
عنوان

پاتختی

78 بازدید | 6 پست

خانوماامروزرفته بودم پاتختی یکی از اقوام خونش خیلی نقلی وشیک بودوسایلاشم خیلی ناز بودن منم خیلی دوستدارم وسایلای خونموتازه کنم ولی پولشوندارم الان نزدیک هفت ساله ازدواج کردم یدونه قندون عوض نکردم جهزیمم زیادجالب نبودن تکمیل هم نبودن چقددلم تازگی خواست حالاشماهابگین چندساله ازدواج کردین ازهمون وسایل جهزیتون استفاده میکنین یاهمشونوعوض کردین

۷ساله ازدواج کردم دوسال پیش مبل و فرش رو عوض کردم کنسول و جاکفشی هم خریدم دیگه بقیه جهازمه

چالش۱۸کیلو لاغری در ۳ماه تاریخ شروع۱۰/۲/۱۴۰۵ {وزن ۸۳,۶۰۰} ،وزن کشی اول ۱۶/۲{وزن۸۱,۴۰۰}،وزن کشی دوم۲۳/۲{۸۰,۶۰۰}وزن کشی سوم 30/2{وزن ۷۹,۴۰۰} ،وزن کشی سوم ۶/۳{۷۹}،

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ماهی یه مبلغ ناچیز خرید کن برا خونه هیچ کس پول یهویی نمیاد دستش همه رو عوض کنه

ولی همه چیرویهویی عوض کردن یه حال دیگه ای داره خونه کلابوی تازگی میده 

۸ ساله ازدواج کردم، جهیزیه م کامل بود. فعلا چیزی نیاز به تعویض نداره. مگر مبلا که به نظرم یکی دو سال دیگه عوض کنم بهتره

فقط پرده پذیرایی رو عوض کردم و سرویس  غذاخوری دم دستیم

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

بیشتر تعجب کردم از اینکه هنوز پاتختی هست

پاتختی که چه عرض کنم رولباسی روجهازی چله ای دامادبرون اصلا یه چیزایی که به فکرتم نمی‌رسه تواین عروسی بودباورمیکنی مانزدیک ده شب دعوت شدیم به همه ایناپشت سرهم تاعروسی توهرکدومم شاباش وپول وکادویی جمع میکردن ورشکست شدیم هیچ من کلاازعروسی زده شدم این دهاتی بازی هاچیه دیگه

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز