2777
2789
عنوان

دیشب تاپیک زدم .....

535 بازدید | 23 پست

برا اینکه تب و لرز داشتم که یکی از دوستان لطف کردن فرمودن برید زیر پتو و من زیر ۴ تا پتو مستقر بودم بچه ها خواب بودن و نمیتونستم برم دکتر 

بعد ادامه ماجرا 

از انجاییکه فرمایشات دوستان کارامد نیامد حاجی مون رو صدا کردم جواب نیومد چند بار صداش کردم میخواستم بگم بهم نبات داغ بده نیومد بعد بزور در و باز کردم گفتم نمیشنوی داشت فیلم میدید بعد رفتم اب خوردم برگشتم خیلی سردم بود گفتم پالتو ببپوشم بخوابم بدو بدو اومد گفت چرا پالتو میپوشی با اخم و گریه گفتم این زندگی برا من زندگی نیست من دارم میمیرم تونشستی  فیلم میبینی رنگش شده بود عین گچ( با گیجی گفت ) چی میگی کجا میخوای بری بگو چی میخوای بشین اینجا 

کلا سرکارش گذاشتم ای کیف داد گفتم حالا سکته نکن سردمه نبات داغ بدم کلی بهم فحش داد که داشتم سرکارش میزاشتم😆😆😆😆

شما هم از این کارا میکنین یا من خل و چلم؟

  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مگه سرم درد میکنه برا دعوا خواهر میزنه اعلامیه ام میکنه😁

درسته که هیچکس ندید وقتی خوردی زمین بلند شدی و خودتو تکوندی و با همه زخمات ادامه دادی درسته که حواس هیچکس بهت نیست ولی تحمل کن. صبر داشته باش...

😀😀

یک خیابان کرده مجنونم🌷 تو می دانی کجاست؟/ آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست 🌷یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان 🌷 هست آنجا جای پای مهدی صاحب زمان🌷 یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین🌷 یک طرف قبر ابوالفضل یک طرف قبر حسین 🌷کاش در بین دو شاهد عمر پایان می گرفت🌷 کاش جانم را اجل در آن خیابان می گرفت 😢
من امروز یهو نمیدونم چی شد یاد یکی از اهنگای میکس شده وو فیلم عروسیم افتاده بودم و داشتم تو دلم هم م ...

خیلی خندیدم حالمم خوب نبود مرسی

مـــن بــــــلا نـــیـــســـتـــم کـــه😒بــــــلا مـــنه 😋                                     خاطرات من خداحافظ👋                                                        لطفا، ازتـه تــه تـــه قلبت برای،سلامتی پدرومادرم دوتاصلوات🙏وبرای حاجت قلبیم یک صلوات 🙏میفرستی🌹
خیلی باحال بود

یبارم برا چشمام دکتر ام ار ای مغزی نوشته بود 

رفتم جوابشو بگیرم شوهرم اومد دنبالم همینجوری بهم لبخند میزد 

منم سرم درد میکرد اعصاب نداشتم چشام قرمز قرمز بود اون انگلیسیش ضعیفه و زیاد متوجه نمیشه منم در حد خیلی کم ولی بهتر بلدم 

در حد نو و یس 

اومدم نشستم تو ماشین گفتم تو باید هم بخندی این منم که دارم میمیرم تومور دارم تو بفکر یکس دگ باش 

اقا تا اینو گفتم اولش خندید و گفت ای کلک دروغ نگو  منم بزور خودمو کنترل کردم گفتم نه بیا اینجا نوشته الکی نشونش دادم اونم باورش شده بود 

تا ماشین رو روشن کنه راه بیفته چند بار خاموش کرد با خودم گفتم بیچاره چقد هول شد گناه داره خندیدم گفتم اهان تا تو باشی باهام لج نکنی 😄😄😄

  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز