رلم برگشته می گه یه چیزی بگم ناراحت نمی شی
اگه من بیام خواستگاریت جواب بله می دی یا نه
گفتم زوده واینا
بعد اون شمال هس من اراک
گفتم بهش نمی شه راه مون دوره می گه چرا نشه
می گم بهش واسه حرف خواستگاری زدن زود نیس
می گه خب کم کم حرفش رو می زنیم بعد می ریم حلقه می گیریم
بعد برگشت گفت می خوام یه صیغه محرمیت بینمون بخونن بعد تورو نشون کنم
به نظرتونم قصدش جدی هس؟