من یه خاله دارم که پسرش داماد ماست ، یه عمه دارم که بنده خدا بچه هاش هم میگن امروز یا فردا دور از جونش .... فردا قرار بریم عیادتش ، شوهرخاله من سر یه جریانی جرأت رو در رو شدن با پدرم رو نداره ، امشب خاله م به مادرم گفت خواستین برین دیدن خواهرشوهرت منم میام ، فردا قرار من و پدرم و مادرم و خواهرم و دامادمون بریم عیادت ، خاله م به من نگاه کرد گفت تو هم میخوای بری ؟ منم گفتم آره خب عمه م
لطفا امضامو دیدین یه فاتحه برای بابام بفرستید و بهم بگید منم برای اموات شما بخونم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
یعنی تو نرو که من جات برم ، من میدونم سر چی میگه تو نرو چون شوهرخاله م یه گندی زده که بابام ببینتش جنگ راه میندازه میگه تو نرو که من با بابات اینا برم که اینا رو در رو نشن ، من برادرزاده ش هستم ، من واجب ترم یا اون ؟
لطفا امضامو دیدین یه فاتحه برای بابام بفرستید و بهم بگید منم برای اموات شما بخونم
اگه همسن وسالت بود توصیه میکردم ک بگی چطور ؟ مگه تو هم میخوای بیااااای (دقیقا با همین لحن )ولی الان ک بزرگتره فقط بش بگو بله چطور مگه ؟ اینطوری جوابی نداره ضایع میشه دیگه حرف بی ربط نمیزنه