https://uupload.ir/view/alireza_azar-_na_nahs_aha0.mp3/
🖤🖤🖤
وقتی خودت در خود گرفتاری ... هر گونه یِ زنجیر یعنی هیچ
تنها به فکر مرگ، وامانده است ... تا خون بهایت را بپردازد
بنشین غروبِ شعر از اینجاست ... از کفش های پشتِ در مانده
در من دو جرعه زندگی مانده ... آن هم نجنبی زود میمیرد
حالا کجا با این همه تندی؟ ... من هر چه کردم با خودم کردم
جانِ علی امروز با من باش ... بنشین برایت چای دم کردم
می گفتم و می گفتم و گفتم ... نشنیدی و نشنیدم و گم شد
در قتل عامی که به پا کردی ... شاید، ولی، اما، اگر مُرده
منصف بمان تو زندگی داری ... ما بین ما کی بیشتر مُرده؟
کی بیشتر از زندگی خسته است ... کی خسته و کمرنگ و دلگیره؟
هر کی به امید نبودن موند ... تو ابتدایِ جاده میمیره
چشم و امیدِ من نبودِ من ... بودن به سبک آدمی مُرده
بازم بگو خانمِ فرمانده ... من قتل عامِ چندمی بودم؟
حالا اگه افتادم از اسبم ... مات از رُخت حیرونِ حیرونم
تا آخرین سرباز می جنگم ... من قول دادم مُرده میمونم