2777
2789
عنوان

طلاق به علت مشکلات مالی

300 بازدید | 16 پست

اگه یه نفر همه جوره ادم خوبی باشه،  مهربون،  از نظر اخلاقی جنسی قیافه،  رفتار شعور و همه چی عالی باشه و پر تلاش هم باشه ولی وضع مالیش بد باشه و هیچی تو اون زندگی پیشرفت نکنه. 

زن حق داره از این ادم جدا شه؟ توافقی و بدون مهریه. یا فقط به این علت که اون پسر،  پسر خوبیه باید زندگی کنه؟ 

شما باشید چیکار میکنید. 

زندگی میکنم و کمکش میکنم به چیزهایی که می‌خواهیم برسیم.

زندگی غبار نیست که طرف باخت داد از سر میز پاشی.

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من میگم بمونه با هم تلاش کنم 

خیاطی رایگان آموزش دارم امضام لینگ روبیکا

آموزش خیاطی کاملا رایگان لینگ امضام👇هزینه صلوات برای سلامتی و ظهور امام زمان  https://rubika.ir/Amozshkayatidrmnzl خیاط های عزیز و کسانی که به خیاطی علاقه دارن و استعداد دارن کانال زدم دور هم باشیم با کلی ایده و ترفند خوشحال میشم وارد لینگ بشید پیج  اینستام👇@nargesi.mosavi

سلام زندگی کن فقط اون مشکل مالی داره خدابزرگه بخداقسم ک روزی بهت قول میدم ک خداهمه چیزودرست میکنه مهم اخلاق رفتارو خوب بودن اگه پول داشت اخلاق نداشت مخای ایااون پولو مخای اون خونش کاخ باشه میای وقتی یکی خوی باشه بانون خشکم کنارمیای توصبور باش خدادرست میکنه خداادماصبورودوس داره

والا یکی هست داره یک ریال به زنش  خرجی نمیده یکیم داره میده  یکیم تلاش می‌کنه وای پیشرفت نمیکنه  حالا اونی که  پول داره شعور نداره یکیم همه چی تموم اگه میبینی راضی هست بمونه

دیگه وقتی ازدواج میکردی باید الویت هات و مشخص میکردی پول هم مهمه تو زندگی.اینکه فقط به خاطر پول جداش ...

من جدا نشدم

داستانش طولانیه. 

اینا مال یه شهر دیگه بودن و اومدن خواستگاریم. 

من رشته م جوری بود که فقط تهران برام کار بود. 

بعد من درسم خوب بود،  دانشگاه امیرکبیر شاگرد اول کلاس بودم. 

میخواستم ارشد و دکترا بگیرم. 

این آقا  اومد خواستگاریم.  من گفتم نمیتونم بیام شهرتون چون تو شهر شما برا من کار نیست و من کارم و رشته م برام خیلی مهمه 

اون گفت بیا من برات کار آزاد  باز میکنم. 

بعد که تو دوران عقد رفتم تو شهرشون مهمونی مهمونی  بدترین بلاها رو سرم اوردن.  مادرش کتکم زد.  از خونه منو بیرون انداخت کلی تحقیرم کرد.  

البته شوهرم اونجا نبود و شوهرم بیچاره تقصیری نداشت. 

همین که مامانش منو از خونه انداخت بیرون شوهرم اومد و با خانوادش بحث کرد و دیگه خونشون نرفت. 

بعد چون شغلش با باباش شریکی بود.  شوهر بدبختمم از کار انداختن بیرون و حق الزحمه ی سالها تلاششو ندادن. 

بعد نه برام طلا خرید نه عروسی نه حتی یه کالا از جهیزیه. 

بابام دلش برا شوهرم سوخت و برامون خونه رهن کرد و عروسی گرفت و کامل جهیزیه داد. 

این قضیه مال پارساله. بعد من اوایل کلا سرد بودم نسبت به زندگی. کلا رفتارای مادرش باعث شده بود از خودشم بدم بیاد از اون وضع. 

اون تایم میخواستم ازش جدا شم. 

خیلی شرایط بد بود. 

ولی مامانم نذاشت ازش جدا شم. 

منم لیسانسمو گرفتم و رفتم تو یه شهر سمت همونا. 

البته شهر مادرشوهرمینا بابام برامون خونه نگرفت یه شهر دیگه گرفت ولی نزدیک اون شهر. چون شوهرم که کارشو عوض کرد رفت یه شرکت همونجا و حاضر نشد بیاد تهران. 

منم اینجا کار میکنم ماهی ده تومن میگیرم 

الان خوشحالم که مامانم نذاشت جدا بشم. 

ولی خب وقتی فکر میکنم پارسال هر چه قدرم عصبانی بودم و به شوهرم گفتم دیگه نمیخوامت حق داشتم چون خیلی بلا سرم آوردن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز