هر جا فکرشو بکنی رفت
رفت بین الحرمین
امام رضا
مثلا میرفت پیش بزرگترین دعانویسا..تا وقتی می دیدن دستمو سریع فرار میکردن و ما رو می نداختن بیرون
منم باهاش بودم
چند وقت نصف شب یهو دستمو وسط خیابون می دیدیم
یا چندماه رو مخش بود خودکشی کنه
قران بزاری واویلا میشه
وقت اذان هم که چشاش سفید و وحشتناک میشن
ولی راستش دماوند نرفته
چون راهمون دوره
نمیتونه بره😥