من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
ازنظر من پسری که از اول اومده راستشو گفته و نمیخواد دختری رو با امید به ازدواج گول بزنه پسر بدی نیست
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
خوب من میگم اگه بلاکش نمیکردم شاید ادامه دارمیشد کلی اما واگر تو ذهنمه
وقتی شما قصدت از آشنایی ازدواج هست و طرف مقابل فقط دوستی و سرگرمی خب معلومه شما ضربه میخورید.
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
من راستش ازش خوشم اومد ولی اون اصلا دل به گفتگو نداد. خیلی شکستم درصورتیکه من زیادم لولم ازون پایینت ...
الان که چیزی نشده. اینقدر خودتو درگیر نکن.تموم شد و رفت. بعضی رابطه ها همون بهتر که شروع نشن
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود