2777
2789

مادرشوهر من اوج سیاسته شوهرمم شاگرد اون ینی خیلی خیلی باسیاست هستن و همیشه پسرشو یاد میده پدرشوهرم هم همینطوره  طوری که شوهر من بعد عقد از زمین تا آسمون عوض شد و هرچی مادرش وپدرش  گفتن همون شد حالا دیشب خونشون بودم غذارو که خوردیم پاشدم ظرف بشورم شوهرمم پشتم اومد مثلا کمک کنه همیشه مادرش میومد این دفعه شوهرم اومد من اصلا نزاشتم دست بزنه گفتم خسته ای بشین خودم میشورم الان بقیشو میگم

پرستاری از دیار عاشقان   پرستاری شغل من نیست عشق من است. 

اونم اصرار میکرد ولی به زور از دستش گرفتم گفتم تو از صبح سزکار بودی خسته ای با ازن که خودمم سرکار بودم و ۴رسیده بودم خونه اما نزاشتم اون دست بزنه چون میدونستم بعد رفتنم پسرشونو پر میکنن که زن ذلیلی و نباید میرفتی کمکش چند تا چیز جدیدم یادش میدن که زنتو حساب نزار و اینا حالا دوستم میگه باید میزاشتی کمک میکرد یاد میگرفت که وظیفه داره اونم کمک کنه اما میگم من اینارو وقتی رفتیم خونه خودمون یادش میدم الان پیش مادرشوهر ودرشوهری که دنبال حرفن درست نیست

پرستاری از دیار عاشقان   پرستاری شغل من نیست عشق من است. 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ممنون عزیزم دلم قرص شد یکم از صبح فکرم درگیره

اصن پیش خانواده همسرت سعی نکن زور بگی ب شوهرت عین چی پرس میکنن بیشتر احترام بزار حرفی پیدا نمیکنن بزنن اونموقع.اینارو خودم تجربه کردم

اونم اصرار میکرد ولی به زور از دستش گرفتم گفتم تو از صبح سزکار بودی خسته ای با ازن که خودمم سرکار بو ...

کار درستو کردی سیاست همینه ..همسر من تو خونه خیلی ظرف میشوره اما پیش خانوادش اجازه نمیدم ظرف بشوره 

من با دوستت موافقم اشتباه کردی

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

شما بیشتر خانواده همسر تون رو می‌شناسین و به نظرات اینجا دلخوش نباشین اما به نظر بنده هم کارتون درست بود و اینطور توی چشم مادر شوهرتون دختر فهمیده و با درکی جلوه می کنین. همسر تون هم حتما آنقدر قدر شناس هستن که خواستن بیان کمک تون و نیازی نیست شما چیزی رو بهشون آموزش بدین، که وظیفه دارند کمک کنند و این‌جور مسائل. نقش والد رو نگیرین در مقابل همسر.

من از اولین روزی ک بعد عقد رفتم خونه مادرشوهرم همسرم وایساو بغل دستم ظرف هارو آب کشید منم چیزی نگفتم

هم خواهرش سوخت هم مادرش ولی نمیذاره کسی پشت من چیزی بگه رو اون حساب نمیتونن پرش کنن

الانم تمام مهمونی ها وایمیسه ظرف میشوره سفره میندازه میبره کمک میکنه

چه بی تابانه میخواهمت،ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری

کلا بعضی خانواده ها اول ازدواج دوس دارن یجوری پسرشون تربیت کنن که زیر بار نره وبقول معروف ذلیل نشه یه مدت که بگذره خیلی تغییر میکنن دیگه کاری به کارش ندارن مردا هم زرنگتر میشن میفهمن نباید به هرکسی اجازه دخالت بدن تو کار درستی کردی جلوشون سیاست داشته باش نذار فکرکنن پسرشون تحت امرته پشت سر هرجور خواستی برخورد کن یکم بگذره ببینن خودت اهل دستور دادن و زور کردن نیستی بی خیال میشن

ممنون عزیزم دلم قرص شد یکم از صبح فکرم درگیره

اون دوستتو بنداز دور 

 زنی را می شناسم من که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گويد که دنيا پيچ و خم داردزنی با تار تنهايی لباس تور می بافد زنی در کنج تاريکی نماز نور می خواند
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز