من از اولین روزی ک بعد عقد رفتم خونه مادرشوهرم همسرم وایساو بغل دستم ظرف هارو آب کشید منم چیزی نگفتم
هم خواهرش سوخت هم مادرش ولی نمیذاره کسی پشت من چیزی بگه رو اون حساب نمیتونن پرش کنن
الانم تمام مهمونی ها وایمیسه ظرف میشوره سفره میندازه میبره کمک میکنه