چرا در یک فصل تمام نکردن با این همه هزینه گروه رو جمع کردن دوباره مشکل هستش بعدم بهتون توصیه می کنم قسمت هفت رو نزارید بچه ها ببنید کشت و کشتار توش خیلی زیاد تر قسمت ها قبل هستش و پنج دقیقه اول فیلم رو خودتون سانسورش کنید بهتره
در کل فصل اول رو به خصوص برای تازگی این چنین فیلم ها موفق تر بوده این فصل رو انگار سمبلیش کردن برای افراد دگر جنس و ورشکسته ها از کوین خودشون
انسانیت داشته باشیم به معنای واقعی در غیر این صورت فقط یک مخلوق هستیم مثل همه مخلوقات جهان
- قانونِ نانوشته : تو دلِ کسایی رو میشکونی ك برات مهم نیستن ، اما تقاصش رو سرِ کسی پس میدی ك خیلی برات مهمه . من که ازت گذشتم خدا ازت نگذره :)) کسی ام که از تظاهر کردن بدش میاد و تصمیم گرفتم هرچیم که شد اگه هم رفتارم باعث شکستن دل کسی میشه بازم همون رفتارو بکنم و خود واقعیم باشم بزار اصلا دلشون بشکنه به من چه بزار برن بمیرن از این به بعد هروقت شرایطش پیش بیاد دلشونو هم میشکنم تا دیگ فک نکنن بازم کسی که میاد جلو و خورد میشه منم 😏 به قول یکی واس خودم ارزش قائل میشم راحت رو ادما خط میزنم مهم نیس بهم بگن سادیسمی یا چی من کار خودمو میکنم دیگ دلم شکستع نیست زخمام هم همش خوب شدن🙃✨
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
بخاطر اینکه سازندش با اصرار نتفلیکس فصل 2 رو ساختاز اولش معلوم بود همین میشه
سه سال منتظرش بودیم اصلا به دل ننشست فصل یک قسمت در مورد بازی های قدیمی شون بود که با بازی های ما مشترک بود مثل پنج سنگ که ما تورک ها می گیم بش داش و یا پرتاب سنگ شبیه ماز بازی ما ها بود فرفره که اصلا خودش بود
اصولا سریال های موفق فقط فصل یکش خوب تر هستش تا فصل های بعدی
انسانیت داشته باشیم به معنای واقعی در غیر این صورت فقط یک مخلوق هستیم مثل همه مخلوقات جهان
سه سال منتظرش بودیم اصلا به دل ننشست فصل یک قسمت در مورد بازی های قدیمی شون بود که با بازی های ما مش ...
فصل 2 خیلی هم بد نبود بنظرم حالا ببینیم 3 چی میشه
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
بعدم تابلو بود که دو صفر یک خودش از برگذار کنندگان هستش فصل اول هم دو صفر پیرمرد خود ریس بود خیلی دیگه باید احمق باشه مثلا قهرمان که از یک سوراخ دوباره گزیده بشه
انسانیت داشته باشیم به معنای واقعی در غیر این صورت فقط یک مخلوق هستیم مثل همه مخلوقات جهان
از لخاظ روانشناختی هم بد نبود مفهوم زیادی داشت اینکه میتونی تو یک بازی تکراری قرار بگیری و همچنان بترسی مثال بارزش اتفاقای زندگیه و خیلیی چیزای دیگه
اونقدر بی کشش هم نبود فقط بازی یک جذاب نبود
ولی روند داستان قابل حدس بود
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد