2789
عنوان

جاری جان

| مشاهده متن کامل بحث + 619 بازدید | 30 پست

شاید از چیز دیگه ای ناراحت بوده خوب

 بعضی وقتا ادما شرایط خوبی ندارن 

 

با شاد بودن،زیبا بودن،رنگی بودن،خندیدن،رقصیدن و آواز خواندن هم میتوان به بهشت رفت،کافیست خوب باشیم و انسان... 
700 کیلومتر رفتی عید دیدنی ؟ مادرشوهرت شهر خودته یا اون؟


مادر شوهرم یه شهر دیگست . اول رفتیم شهر مادر شوهرم بعد با هم رفتیم دیدن اونا چون همش ناله و گریه اش به راه بود  که من افسردگی گرفتم از تنهایی . منم تو رو در وایسی موندم راستش قبول کردم برم .

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببین بعضی وقتا میگن یکی یه روز رفتارش خیلی گرمه یه روز سرد 

نباید فکر کنیم از ما دلخوری داره شاید ناراحتیش از جای دیگه ست و اون رفتار سرد به ما مربوط نمیشه

با شاد بودن،زیبا بودن،رنگی بودن،خندیدن،رقصیدن و آواز خواندن هم میتوان به بهشت رفت،کافیست خوب باشیم و انسان... 
بهش بگو ببین شاخ غول نشکستی حامله شدی هااا.جو گرفتدش که چی اخه؟بدم میاد از جاری.


عزیزم وضعیت روحی همه بعد از بارداری مثل هم نیست 

با شاد بودن،زیبا بودن،رنگی بودن،خندیدن،رقصیدن و آواز خواندن هم میتوان به بهشت رفت،کافیست خوب باشیم و انسان... 

بعد اینم که من زایمان کردم سریع بازی در اورد و گریه زاری هر روزی که من افسرده شدم فلانم باید برم سفر خارج . اومدن اینجا و به خواهر شوهرامم گفتن الا و بلا شمام بیاین و خلاصه همه با هم رفتن در حالیکه داداشش نه به ما پیشنهادی داد و مادرشوهرم گفت شمام بیاین و بعد که ما گفتیم یه کم عقب بندازین ما هم بیایم همه رو کوک کرد که نه من افسرده ام و الان باید بریم

شما که میگی شهرتون یکیه عزیزم .  ینی جدیدا هردو تو یک شهر ساکن شدین؟؟


بله جدیدا . اونا برای کارشون شهر دیگه بودن . اونم شوهر خودم هر روز پیگیری کرد از اونجا خلاصشون کرد .

ای بابا بنظرم کار خاصی درحقت نکرده شما الکی داری حساسیت به خرج میدی 


رفتارش خیلی عوض شده . من اون کوک کردنا و چای جلوی همه گرفتنا جز من رو و .... هیچی حساب کردم ولی الان انقد رفتارش عوض شده بود خود شوهرمم به حرف اومد

من تاپیکای قبلیتو ندیدم شایدم دیدم یادم نمیاد ولی کلا بیخیاللللل


برای کاراش تاپیک نزده بودم دختر کت شلوار پوش واسم مهم نبود . اما این تغییر یهویی رفتار با اون همه کمک و خدمت شوهرم بهشون واسم سنگین تموم میشه . کلی کار میکنه براش کلی وقت میزاره یه سره یه مدت دنبال کارها و خریدهای ایشون بوده . حالا اینجوری .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792