2821
2789
عنوان

جدایی ؟ یا .......

| مشاهده متن کامل بحث + 836 بازدید | 98 پست

منم تقریبا زندگیم مثل شماست . فقط شوهرم به شدت اجتماعیه. ولی خوب 

1-من دنبال وام هستم . ضامن جور میکنم . قسط هم میدم. 

2- کلا مدیریت مسائل مالی و اقتصادی با منه. 

3- شوهرم تو خونه ظرف میشوره. جارو میزنه. آشپزی میکنه و خیلی کارهای دیگه 

4- اگه اعتراضی راجع به درآمد کمش کنم میگه همینی که هست و هیچ ایده  ای برای بهبود اوضاع نداره. 

5- اصلا شکاک نیست . 

6- اگه بخواد کار کنه تو هیچ کاری کم نمیاره. 

7- یه خونه ساختیم که مدیریت ساختش با خودش بود و خیلی پیگیر بود.ولی طبق معمول صاف کردن بدهیهاش با من بود. 

8- سه تا بچه هم دارم 

9- جدیدا هم برای افزایش سرمایه کارش یه وام گرفتم که قدرشو نمیدونه. 

10- من همیشه به شوهرم میگم سوهان عمر. 

11- اصلا نمیخواد رفتارها و اخلاقای بدشو که از خانوادش به ارث رسیده اصلاح کن. 

12- منتظر ارثش از پدر مادرش نشسته و هرموقع راجع به وضعیت اقتصادی اعتراض میکنم میگه ارث بهم میرسه. البته ارث چندان زیادی به ما نمیرسه چون تعداد بچه هاشون زیاده. ولی خدایی من اصلا دنبال ارث نیستم و چشمم هم دنبالش نیست ولی اون همیشه همینو میگه . با اینکه خیلی خانوادشو دوست داره. 

13- به خاطر خانوادش و بی تدبیری همسرم در مدیرییت روابط خیلی خیلی اذیت شدم. 


والان نزدیک 12 ساله دارم باهاش زندگی میکنم و اصلا تغییر نکرده. قصد جدایی هم ندارم چون شوهرم هم من و هم بچه ها رو خیلی دوست داره البته با روش خودش . 

به هر حال هیچ چیز و هیچ کس جای یک پدر رو نمیگیره . حتی یک پدرمعمولی که از نظر اقتصادی وضعیت چندان خوبی نداره. 


فقط خواستم بگم نقاط مشترک زیادی داریم و من دارم زندگی میکنم. 

دلم رو فقط با یاد خدا آروم میکنم.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

منم تقریبا زندگیم مثل شماست . فقط شوهرم به شدت اجتماعیه. ولی خوب  1-من دنبال وام هستم . ضامن ج ...

ممنون عزیزم . ماشالاه 3 تا بچه داری معل.مه حداقل ازنظ جنسی شوهرت مثل شوهر من نیست و من سر بچه دار شدنم هی باید بهش یاد آوری می کردم امشب ...... پروژه.................

باورتون می شه حتی به قسط بچه دار شدنم به خودش زحمت نمی داد .

حالا بعضی وقتا می گم ای کاش همون موقع جدا شده بود بدون بچه بهتر می تونستم تصمیم بگیرم .

ممنون عزیزم . ماشالاه 3 تا بچه داری معل.مه حداقل ازنظ جنسی شوهرت مثل شوهر من نیست و من سر بچه دار شد ...

ببخشید به قصد بچه دار شدن - غلط املایی داشتم شرمنده 

ببخشید اینقدر صادقانه میگم ولی اینجا شاید برای درد و دل کردن خوب باشه اما واسه تصمیم به این مهمی توی زندگیتون نه,نه شوهرتون نه بچه ی هشت سالتون,بلکه اگه هشت سال تلاش شما آرزوهای شما ارزش اینو داره که شش ماه وقت بزارید برید مشاوره اینو از خودتون دریغ نکنید یه مشاوره ی خوب البته و حتما یه دوره ی حداقل شش ماهه ,فکر هم نکنید اگه شوهرتون نمیاد نباید بربد ,مگه الان شوهرتون اینجا هست مگه الان اون از شرایط خودشو مثلا خوبی ها و بدی های شما اینجا گفته؟اما شما با این حال چون فکر کردید ممکنه کمکی باشه اینو اینجا مطرح کردید پس با همین استللال صد برابر یه مشاور بهتر می تونه به شما کمک کنه چون هم شمارو تو اون دوره میشناسه هم توی اون دوره از طریق متد های روانشناسی همسرتون رو و هم نظر کارشناسی میده بر اساس زندگی روحیه شرایط شما نه مقایسه با خودش!!نه با 10 20 خط توضیح در مورد یه زندگی نسخه صادر کردن اشتباه نشه جسارت نباشه از نظر اصولی میگم این شما به نتیجه درست نمی رسونه

فرض بفرمایید یه نفر توی این گروه با یه بچه طلاق گرفته باشه میاد به شما میگه حتما طلاق بگیر این شوهرتو چیجوری تحمل می کنی ؟راحت میشی !شما هم ظاهرا میبینی یه نفر با شرایط ظاهرا مشابه شما طلاق گرفته و راحت شده !بعد از خوندن این نظر حستون نسبت به زندگی با شوهرتون چی میشه ؟تلاشتون برای بقای زندگیتون چی قطعا کم میشه میگید ببین همه به من میگن طلاق بگیر !حالا از یه طرف دیگه به قضیه نگاه میکنیم شما طلاق میگیرید چون همه می گن راحت میشید, شما عاشق بچتونید پدر بچه طبق قانون و بر خلاف انتظار شما سر لج و لجبازی با شما بچه رو از شما میگیره هفته های دیگه کار بالا میگیره و مجبور میشید تو کلانتری بچه رو برای ملاقات هفتگی دست به دست کنید بچه از کلانتری می ترسه شب ادراری داره از شما و باباش متنفره خانواده از شما حمایت روحی نمیکنن و شما طلاق گرفتید ولی راحت نشدید و اون خانوم: خانوادشن مجبورش کرده بودن با اون آقا ازدواج کنه چون فکر میکردن مرد خیلی خوبیه بعد از ازدواج می فهمه باید طلاق بگیره توی پروسه ی طلاق می فهمه ناخواسته حاملست بچه رو به دنیا میاره و طلاق میگیره هرگز هم نمی خواد بچه رو ببینه خانواده که تک دخترشونو دوست داشتن و خودشونو تو سرنوشتش مقصر می دونستن به شدت ازش حمایت می کنن و اون راحت میشه (به نظر خودش) آیا این سرنوشت شماست معلومه که نه آیا همچین کسی تو گروه داریم قطعا نه پس چی ؟این سرنوشت دو تا دختر تو آشناهای ماست که مثالشو زدم برای روشن چه چطوری آدم ها از سر خیر خواهی و به قصد کمک نسخه ی زندگی خودشونو به دیگران تجویز میکنن بدون آگاهی از شرایط و روحیات واقعی هم ,من شیراز زندگی میکنم و اینجا روانشناس خوب تو این زمینه خیلی کمه اما تا جایی که میدونم تهران چند تایی هست که به آدما تو شرایط مشابه شما کمک میکنن نسخه ی زندگیشونو پیدا کنن نسخه ای که مال خودشون باشه و هر تصمیمی بگیرن آگاهانه باشه و پشیمونی نیاره ان شاءالله براتون قلبا آرزو میکنم شاد ترین نسخه ی زندگیتونو پیدا کنید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بیاید

22roksana | 47 ثانیه پیش
2791
2779
2792