منم تقریبا زندگیم مثل شماست . فقط شوهرم به شدت اجتماعیه. ولی خوب
1-من دنبال وام هستم . ضامن جور میکنم . قسط هم میدم.
2- کلا مدیریت مسائل مالی و اقتصادی با منه.
3- شوهرم تو خونه ظرف میشوره. جارو میزنه. آشپزی میکنه و خیلی کارهای دیگه
4- اگه اعتراضی راجع به درآمد کمش کنم میگه همینی که هست و هیچ ایده ای برای بهبود اوضاع نداره.
5- اصلا شکاک نیست .
6- اگه بخواد کار کنه تو هیچ کاری کم نمیاره.
7- یه خونه ساختیم که مدیریت ساختش با خودش بود و خیلی پیگیر بود.ولی طبق معمول صاف کردن بدهیهاش با من بود.
8- سه تا بچه هم دارم
9- جدیدا هم برای افزایش سرمایه کارش یه وام گرفتم که قدرشو نمیدونه.
10- من همیشه به شوهرم میگم سوهان عمر.
11- اصلا نمیخواد رفتارها و اخلاقای بدشو که از خانوادش به ارث رسیده اصلاح کن.
12- منتظر ارثش از پدر مادرش نشسته و هرموقع راجع به وضعیت اقتصادی اعتراض میکنم میگه ارث بهم میرسه. البته ارث چندان زیادی به ما نمیرسه چون تعداد بچه هاشون زیاده. ولی خدایی من اصلا دنبال ارث نیستم و چشمم هم دنبالش نیست ولی اون همیشه همینو میگه . با اینکه خیلی خانوادشو دوست داره.
13- به خاطر خانوادش و بی تدبیری همسرم در مدیرییت روابط خیلی خیلی اذیت شدم.
والان نزدیک 12 ساله دارم باهاش زندگی میکنم و اصلا تغییر نکرده. قصد جدایی هم ندارم چون شوهرم هم من و هم بچه ها رو خیلی دوست داره البته با روش خودش .
به هر حال هیچ چیز و هیچ کس جای یک پدر رو نمیگیره . حتی یک پدرمعمولی که از نظر اقتصادی وضعیت چندان خوبی نداره.
فقط خواستم بگم نقاط مشترک زیادی داریم و من دارم زندگی میکنم.